ای خــــــــــــــــــــدا دلــــــــــــــــــــگیرم ولی... احســــــــــــــــــــاس غم نمی کنم.. چــــــــــــــــــــون با تــــــــــــــــــــو ام... پیشــــــــــــــــــــه کسی ســــــــــــــــــــرم رو خم ... نــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــمی کــــــــــــــــــــنم....
من با توام . میخواهم آغشته عطر تو زندگی کنم . این رد ِ عطر توست که از حیرت بادهای شمالی، شب را به بوی بابونگی برده است . تو کیستی که تاکِ تشنه از طعم تو به تبریک مٍی... آمده است!
دشوار است... هر چه بيشتر به رهايی بينديشی، گهوارهی جهان کوچکتر از آن میشود که نمیدانم چه ...! راهِ گريزی نيست . تنها دلواپسِ غَريزهی لبخندم، سادگی را من از همين غَرايزِ عادی آموختهام.
آرام باش . حوصله کن . آب های زودگذر، هیچ فصلی را نخواهند دید . از ریگ های ته جوباره شنیده ام . مهم نیست که مرا از ملاقات ماه و گفت و گوی باران بازداشته اند . من برای رسیدن به آرامش تنها به تکرار اسم تو بسنده خواهم کرد. حالا آرام باش همه چیز درست خواهد شد....!!!
امروز تجربه ای جدید است , پر از عشق , پر از احساسِ خوب , پر از زندگی و فقط لکه ای سیاه تردید بر جانم می اندازد ... تصمیم می گیرم . به فراموشی ام ایمان می آورم . راسخ ، محکم ، بی ترس ، به امروز ، وارد می شوم . روزم مبارک !!!