Roza Soul
این روزا خیلی عذاب اور شده اصلا ....نمیگذره...
Roza Soul
حتی حرفهایم هم با احساسم میجنگند...اما من هنوز پابند احساسم هستم...
Roza Soul
ایا من فردا امتحانمو خوب میدم......؟؟؟؟؟
Roza Soul
کجای زندگیم اشتباه کردم که هنو دارم تاوان پس میدم...دیگه بریدم...
Roza Soul
باز دوباره با شنیدن صدات دلم لرزید و...خرشدم...
Roza Soul
فکر کنم...تو از اول تو سرنوشت من یه اشتباه بودی وبس...
Roza Soul
باز هم احساساتم عقلم را گول زد...
Roza Soul
خسته ام...حوصله ی هیچ کسی رو ندارم حتی ...خودم
Roza Soul
ای شعر...ای الهه ی خون اشام...دیگر بس است...این همه قربانی!!!
Roza Soul
برو...برو...به سوی او,مرا چه غم,تو افتابی...او زمین...من اسمان,بر او بتاب ز انکه من نشسته ام...به ناز روی ستارگان...
Roza Soul
چشم هایم هم دیگر نمیخواهند...با من بمانند...
Roza Soul
حتی اشک هایم هم برای امدن روی گونه هایم ناز میکنند...
Roza Soul
چشمانم سفید شد از بس...به دیوار خیره شدم...