Yasmin levy خواننده اسراییلی که منیکبار آهنگش رو اینجا گذاشتم و هزاان فحش و ناسزا بهم دادن...حالا این خواننده اهنگ سوغاتیهایده رو خونده ودرمصاحبش میگه : #دیدگاه.
مردمی که تو جشن پوریه اشون (فکر کنم اواسط فروردین یا اردیبهشت باشه ) انقدر شراب باید بخورن تا بتونن دوست از دشمن تشخیص ندن بعد بیان به ایران به مردم ایران به همه اعتقادات مخصوصا ایران باستان توهین کنند (اگه یکی یهودی در جشن پوریه در سرزمین های اشغالی به ایرانی و ایران توهین نکنه دینش کامل نمیشه مخصوصا از قوم ميزراخي و سفاردي باشند )چه انتظاری داری ؟
هیچ چیز کاملی غیر از خدا نمی تونی پیدا کنی همه چیز عیب داره ..بله درست میگی الان تو ایران ما هم هستند (واعظانی که در محراب منبر میروند تا به خلوت میروند آن کار دیگر میکنند) .. حقم داری ..ولی من هم به کلیات اشاره کردم .. اگه یه فرد عادی بود راحت قبول میکردم ... ولی ...
رز جان .. من حاضرم متعصب باشم ولی چشم و گوشم باز باشه .. من نه قصدم توهین به شماست نه چیز دیگه ای ... ((منم ایرانی ام اما ایا تروریستم؟)) شما با گفتن این جمله یه جورایی کشورتونو نشونه رفتید ..
قالَ اِنّى اُشْهِدُاللّهَ تَوَکَّلْتُ عَلَى اللّهِ رَبّى وَرَبِّکُمْ ما مِنْ دابَّةٍ اِلاّ هُوَ اخِذٌ بِناصِیَتِها اِنَّ رَبّى عَلى صِراطٍمُسْتَقیمٍ. خداى را گواه مى گیرم و شما نیز گواه باشید که من از آنچه جز خداى یکتا، به شرک مى پرستید بیزارم . همگى به مکر و حیله گرى بر ضدّ من برخیزید و مرا مهلت ندهید. من براى خداى یکتا که پروردگار من و پروردگار شماست توکّل کردم ، هیچ جنبنده اى نیست مگرآنکه زمام اختیارش را او گرفته است . به راستى که پروردگار من بر راه راست است .
سوره یوسف :
در روایات اهل سنّت آمده است که : این سوره ، ضمن پیامها و درسهاى انسانسازش ، در بردارنده نوعى تسلیت و آرامش خاطر براى پیامبر به خاطر رخدادهایى بود که از فرزندش حسین علیه السلام مى دانست . و نیز مشابهت ها و مطابقتهاى دیگرى در زندگى تاریخساز این دو پیشواى بزرگ انسانیّت است که با دقّت مى توان دریافت .
سوره رعد:
در این سوره ، خداى جهان آفرین از ستایش و عبادت ویژه موجودات از جمله رعد، سخن دارد و مى فرماید: وَیُسَبِّحُ الرَّعْدُ بِحَمْدِه . رعد به ستایش او و فرشتگان ، از بیم او تسبیح مى گویند….
و در روایت آمده است که : هیچ ابرى حرکت و رعد و برق نمى کند جز اینکه بر حق ستیزان از جمله یزید لعن و نفرین مى کند.
سوره ابراهیم :
در این سوره مبارکه ، سرگذشت درس آموز ابراهیم ، از جمله سکونت دادن خانواده اش در بیابانى بدون آب و علف ، به خاطر اجراى فرمان خداست و این درست منطبق با شاهکار بزرگ حسین علیه السلام است که براى نجات اسلام از فریب و فتنه و ارتجاع اموى از خانه و حرم خدا و پیامبر هجرت کرد و خود و خاندانش در کربلا مسکن گزیدند و نیز تشابه عجیبى میان گفتگوى ابراهیم با خاندانش به هنگام ترک آنان و شتافتن به سوى انجام فرمان خدا با گفتگوى حسین علیه السلام با خاندانش به هنگام ترک آنان و شتافتن به کوى شهادت است .
سوره اسراء:
حسین علیه السلام از شهادتگاه خویش معراج خاصّى داشت به گونه اى که آنجا را فرودگاه و معراج فرشتگان ساخت . و نیز جایگاه سیر و دیدار ویژه اى براى نیاى بزرگش گردید، که فرمود: در سفر آسمانى معراج ، هنگامى که در موقعیّت کربلا قرار گرفتم شهادتگاه فرزندم حسین و یاران او را دیدم .
سوره کهف :
این سوره ، یادآور سر مطهّر آن گرامى است که بر فراز نیزه بیداداموى تلاوت قرآن مى کرد. زید
زید بن ارقم ، در کوفه از سر مقدّس آن گرامى شنید که اینگونه تلاوت قرآن مى کند: اَمْ حَسِبْتَ اَنَّ اَصْحابَ الْکَهْفِ . آیا پنداشته اى که اصحاب کهف و رقیم از نشانه هاى شگفت انگیز ما بوده اند؟ همینطور دیگران در شام شنیدند که این آیات را تلاوت مى کرد: اِنَّهُمْ فِتْیَةٌ امَنُوا بِرَبِّهِمْ . آنان جوانمردانى بودند که به پروردگارشان ایمان آورده بودند و ما نیز بر هدایت آنان افزودیم .
سوره مریم :
از امام سجّاد علیه السلام است که در تفسیر این آیه شریفه که مى فرماید: فَحَمَلَتْهُ فَانْتَبَذَتْ بِه . پس مریم بدو باردار شد و او را به مکانى دورافتاده برد. فرمود: مریم از دمشق خارج و به کربلا آمد و عیسى پیامبر را در آنجا به دنیا آورد و همان شب بازگشت .
سوره طه :
در این سوره ، نیز تناسبها و شباهتهایى میان قهرمان این سوره موسى و حسین علیه السلام است . در این مورد: اِذْ رَا ناراً فَقالَ لاَِهْلِهِ .
موسى هنگامى که آتشى دید و به خانواده خود گفت : درنگ کنید که من از دور آتشى مى بینم شاید براى شما قبسى بیاورم …. و حسین علیه السلام نیز در مدینه از سوى شهادتگاه خویش نورى را نگریست و به خاندان خویش گفت : به همراه من به سوى کوى دوست حرکت کنید. و هنگامى که در این مورد از او سؤ ال شد، فرمود: این فرمان خداست که مى خواهد آنان را اسیرانى آزادى بخش بنگرد.
سوره مزمّل :
این سوره ، خطاب به پیامبر است و حسین و پیامبر علیهما السلام از یکدیگرند و حسین علیه السلام است که به هنگام حاکمیّت سیاه و گمراه اموى به خون مقدّسش غلطید و حاکمیّت بیداد شب تار را برطرف و نور حقّ را آشکار ساخت و یاران به خون غلطیده اش بسان یاران پیامبر بودند که در روز اُحد، در مورد آنان فرمود : آنان را به لباسهاى گلگونشان بپیچید که من گواه بر اینان هستم .
سوره صافّات :
وَالصّافّاتِ صَفّاً . سوگند به آنانکه براى انجام فرمان خدا صف بسته اند! سوگند به آنانکه مى رانند! سوگند به آنانکه ذکر خدا را مى خوانند! این آیات منطبق بر حسین علیه السلام و یاران پاکباخته اوست ، بر صفهایشان براى پیکار با کفر و نفاق ، بر صفهایشان براى حمایت از حقّ، برصفهایشان براى نماز و صفهاى پیکرهاى به خاک و خون آغشته و صف سرهاى بریده و صفهایشان در دفن ، چرا که در یک قبر دسته جمعى دفن شدند.
وَالْفَجْرِ # وَلَیالٍ عَشْرٍ سوگند به سپیده صبح ! و سوگند به شبهاى دهگانه ! و سوگند به جفت و طاق ! و سوگند به شب ، چون روى به رفتن نهد! . حسین علیه السلام به نور هدایتش سپیده صبح است و در مصائب جانگدازش شبهاى دهگانه . او و برادر قهرمانش شفع هستند. هنگامى که پس از شهادت همه یاران وفرزندان تنهامى ماند وتر است . وتر موتور و روح آرامش یافته اى که در آخر این سوره مورد خطاب خداست ، روح بزرگ حسین است که به سوى خدا باز مى گردد همانگونه که در روایات آمده است .
سوره طور:
وَالطُّورِ # وَکِتابٍ مَسْطُورٍ الْمَسْجُورِ. سوگند به کوه طور! و سوگند به کتاب نگاشته شده ! در صفحه اى گشاده ! و سوگند به بیت المعمور! و سوگند به این سقف برافراشته ! و سوگند به این دریاى خروشان ! طبق روایت ، طور در آیه شریفه ، شهادتگاه حسین علیه السلام است از نظر ظاهرى و از نظر معنوى ، کتاب نگاشته شده پیکر شریف اوست . بیت المعمور سر مقدّسش و دریاى خروشان میدان جهادش در روز عاشورا.
سوره نجم :
وََالنَّجْمِ اِذا هَوى. سوگند به آن ستاره آنگاه که در افق نهان شد! که اشاره به چگونگى شهادت اوست .
سوره ضحى :
وَالضُّحى . سوگند به آغاز روز! که اشاره به نور چهره تابان یا نور ایمان که به وسیله او نمایان گردید.
سوره بروج :
وَالسَّماءِ ذاتِ الْبُرُوجِ . سوگند به آسمان که دارنده برجهاست ! که اشاره به حسین علیه السلام است ، چرا که او آسمانى است که داراى برجهاى نهگانه ، بلکه برجهاى سیزدهگانه است .
سوره طارق :
وَالسَّماءِ وَالطّارِقِ . سوگند به آسمان و به آنچه در شب در آید! و تو چه دانى که آنچه در شب در آید چیست ؟ ستاره اى است درخشنده ، که پرتو درخشان و روشنگرش از آسمانها مى درخشد. حسین علیه السلام ستاره درخشنده اى است که نور وجودش تاریکیها و تیرگیهاى زمین و زمان را نیز مى شکافد و متلاشى و روشن مى کند.
وَالشَّمْسِ وَضُحیها . سوگند به خورشید و روشنى چاشتگاهش ! و سوگند به ماه هنگامى که از پى آن برآید! و سوگند به روز چون جهان را روشنى بخشد. این نیز اشاره به خورشید چهره پرفروغ حسین علیه السلام است ، چرا که خورشید واقعى اوست .
سوره مرسلات :
وَالْمُرْسَلاتِ عُرْفاً . سوگند به فرشتگانى که پى در پى فرستاده مى شوند! که فرشتگان فرستاده شده در رابطه با اوست .
سوره نازعات :
وَالنّازِعاتِ غَرْقاً . که اشاره به ارواح پاک آن حضرت و یاران پاکباخته اش مى باشد.
سوره ذاریات :
وَالذّارِیاتِ ذَرْواً . سوگند به بادهاى سخت وزنده ! سوگند به ابرهاى گرانبار! . که طبق برخى از تفاسیر این دو آیه ، بر جهاد یاران آن حضرت در کربلا منطبق است .
سوره تین :
وَالتّینِ وَالزَّیْتُونِ . سوگند به انجیر و زیتون !. روایت است که زیتون حسین علیه السلام است .
سوره عادیات :
وَالْعادِیاتِ ضَبْحاً . سوگند به اسبان دونده اى که نفس نفس مى زنند! . که اشاره به مرکبهاى آنان به هنگام دویدن در میدان جهاد است .
سوره قیامت :
همه آیاتش هماهنگ با رستاخیز خاندان پیامبر است که روز عاشورا برپا شد. آن روز حادثه عظیم غمبارتر بود. روز رستاخیز، روز کوبنده اى است که دلهاى ، نیکان و بدان را مى کوبد. روزى است که زمین به سخت ترین لرزشهایش لرزانده مى شود. روزى است که آن فرو پوشنده اى که در آن گفته مى شود: آیا داستان آن فروپوشنده به تو رسیده است ؟ به راستى آیا داستان آن به شما آمده است که همه اینها در رستاخیز خاندان پیامبر در روز عاشورا به گونه اى تحقّق یافت .
اِذَا السَّماءُ انْشَقَّتْ . چون آسمان شکافته شود.
سوره انفطار:
اِذَا السَّماءُ انْفَطَرَتْ . آنگاه که آسمان بشکافد. اشاره به هنگامى است که شمشیر بر فرق مبارکش فرود آمد.
سوره تکویر:
اِذَا الشَّمْسُ کُوِّرَتْ . آنگاه که خورشید بى فروغ گردد. و آنگاه که ستارگان فرو ریزند. که منطبق بر روز عاشوراست که هم خورشید گرفت و هم خورشید فروزان امامت .
سوره قدر:
اِنّا اَنْزَلْناهُ فى لَیْلَةِ الْقَدْرِ . ما در شب قدر نازل کردیم …. که براى حسین علیه السلام فضائل شب قدر ثابت است .
سوره اخلاص و توحید:
حسین علیه السلام در میدان زندگى ، توحید و یکتاپرستى واقعى را آشکار ساخت و نشان داد که قلب مقدّسش از همه اغیار خالى و تنها کانون عشق و ایمان به خداى یکتاست .
سوره کافرون :
حسین علیه السلام مسلک و آئین کافران و نفاق پیشگان را به عمل و سخن انکار کرد و از آنان بیزارى جست و گفت : دین شما براى شما و دین من براى من .
سوره فلق و ناس :
و سرانجام مى رسیم به دو سوره آخر قرآن که این دو سوره ، طبق روایات از آن او و برادر گرانقدر اوست که در پرتو این دو سوره قرآن به خدا پناه داده شده اند.
اسحاق کندی از دانشمندان بزرگ عراق بود و به عنوان فیلسوف در عراق شناخته می شد، او از کفار بود، قرآن را مطالعه کرد، دید که بعضی از آیات قرآن با بعضی دیگر در ظاهر سازگار نیست، بلکه ضد هم هست، تصمیم گرفت کتابی در تناقض قرآن بنویسد، این کار را شروع کرد.
یکی از شاگردان او به محضر امام حسن عسکری (ع) رسیده و مسئله را بیان کرد، امام به او فرمود: آیا در میان شما کسی نیست که او را از این کار باز دارد؟
شاگرد کندی گفت: ما شاگرد او هستیم چگونه او را از این کار باز داریم؟
امام حسن عسکری (ع) فرمود: سخنی به تو می آموزم، نزد او برو و همین سخن را به او بگو.
به این ترتیب که: نزد او رفته و چند روزی را به او در کاری را که شروع کرده کمک می کنی، وقتی که با او دوست و مأنوس شدی به او بگو سوالی به نظرم آمد می خواهم از تو بپرسم، او می گوید بپرس، به او بگو: اگر گوینده قرآن (خدا) نزد تو آید، آیا ممکن است که مراد او از آیات قرآن غیر از معنایی باشد که تو گمان کرده ای و آن معنا را گرفته ای؟
در این هنگام به او بگو تو چه می دانی، شاید مراد خداوند از آیات قرآن غیر از آن معانی باشد که تو فهمیده ای.
شاگرد نزد استاد رفت و با او در کار تألیف کتاب کمک کرد تا این که طبق دستور امام عمل نمود و به استاد خود گفت: آیا ممکن است که خدا غیر از معنی که تو از آیات قرآن فهمیده ای را اراده کرده باشد؟
استاد فکری کرد و سپس گفت: سوال خود را دوباره بیان کن ، شاگرد بار دیگر سوال خود را مطرح کرد.
استاد گفت: آری ممکن است که خدا معنای دیگری غیر از معنای ظاهری اراده کرده باشد.
سپس استاد پرسید: این سخن را چه کسی به تو یاد داده است؟ شاگرد گفت: به دلم افتاد و از تو پرسیدم. استاد گفت: این کلام بسیار بلند پایه است و از مانند تو بعید است سر زند، تو هنوز به این مقام عالی علمی نرسیده ای .
شاگرد گفت: این سخن را از امام حسن عسکری (ع) شنیده ام.
استاد گفت : اکنون حقیقت را گفتی و چنین مسائلی جز از این خاندان شنیده نمی شود.
آنگاه استاد درخواست آتش کرد و تمام آنچه را درباره تناقض گویی قرآن تألیف کرده بود سوزاند و نابود کرد.
مردمی که تو جشن پوریه اشون (فکر کنم اواسط فروردین یا اردیبهشت باشه ) انقدر شراب باید بخورن تا بتونن دوست از دشمن تشخیص ندن بعد بیان به ایران به مردم ایران به همه اعتقادات مخصوصا ایران باستان توهین کنند (اگه یکی یهودی در جشن پوریه در سرزمین های اشغالی به ایرانی و ایران توهین نکنه دینش کامل نمیشه مخصوصا از قوم ميزراخي و سفاردي باشند )چه انتظاری داری ؟
12 سال و 10 ماه و 28 روز و 20 ساعت و 39 دقيقه قبلهیچ چیز کاملی غیر از خدا نمی تونی پیدا کنی همه چیز عیب داره ..بله درست میگی الان تو ایران ما هم هستند (واعظانی که در محراب منبر میروند تا به خلوت میروند آن کار دیگر میکنند) .. حقم داری ..ولی من هم به کلیات اشاره کردم .. اگه یه فرد عادی بود راحت قبول میکردم ... ولی ...
رز جان .. من حاضرم متعصب باشم ولی چشم و گوشم باز باشه .. من نه قصدم توهین به شماست نه چیز دیگه ای ...
12 سال و 10 ماه و 28 روز و 20 ساعت و 36 دقيقه قبل((منم ایرانی ام اما ایا تروریستم؟)) شما با گفتن این جمله یه جورایی کشورتونو نشونه رفتید ..
موفق باشید ...

12 سال و 10 ماه و 28 روز و 20 ساعت و 35 دقيقه قبل
سکوت بکنم بهتره...
12 سال و 10 ماه و 28 روز و 20 ساعت و 18 دقيقه قبلمنظور من یچی دگ بود...منظورم طرز فکر غلط اونا بود موفق باشی شمام
12 سال و 10 ماه و 28 روز و 20 ساعت و 1 دقيقه قبل