nastaran
اعتراف میکنم وقتی ۴سالم بودو خواهرم تازه شش ماهش بود، با برادره کوچکترم خواهرمو انداختیم تو قابلمه تو کابینت!(از روی حسادته بچگی) بعد از ۵ساعت مامانم از خواب بیدار شد اومد غذا درست کنه دره کابینتو که باز کرد دید خواهرم تو قابلمه خوابیده روشم پتو بود!! مامانم کلی تعجب کرد و نمیدونس به منو برادرم چی بگه!! ما دوتا هم تازه میگفتیم مامان ببین ما چه خوبیم! رو ندا(خواهرم) پتو هم انداختیم!!!!!
reza_stm
در فولكلور آلمان ، قصه اي هست كه این چنین بیان می شود مردي صبح از خواب بيدار شد و ديد تبرش ناپديد شده . شك كرد كه همسايه اش آن را دزديده باشد ، براي همين ، تمام روز اور ا زير نظر گرفت. متوجه شد كه همسايه اش در دزدي مهارت دارد ، مثل يك دزد راه مي رود ، مثل دزدي كه مي خواهد چيزي را پنهان كند ، پچ پچ مي كند ،آن قدر از شكش مطمئن شد كه تصميم گرفت به خانه برگردد ، لباسش را عوض كند ، نزد قاضي برود و شكايت كند . اما همين كه وارد خانه شد ، تبرش را پيدا كرد . زنش آن را جابه جا كرده بود. مرد از خانه بيرون رفت و دوباره همسايه اش را زير نظر گرفت و دريافت كه او مثل يك آدم شريف راه مي رود ، حرف مي زند ، و رفتار مي كند . كتاب پدران، فرزندان ، نوه ها اثر پائولو كوئليو
reza_stm
شعر اتل متل ازسوی وزارت ارشاد به دلایل زیر تحریم شد: 1.استفاده از کلمات رکیک 2.رواج بی حجابی 3.صدورشیربه هندوستان. شعر اصلاح شده: اتل متل صلوات گاو حاجی زده قاط هم دست داره ,هم آستین شیرشو بردن فلسطین بگیر زن مسلمان ازحزب الله لبنان اسمشو بذار حکیمه چادر سرش ضخیمه
reza_stm
از دشمنان برم شکایت به دوستان * چون دوست دشمن است شکایت کجا بریم ؟

14 سال و 4 ماه و 22 روز و 15 ساعت و 35 دقيقه قبل@Last Warrior
14 سال و 4 ماه و 22 روز و 14 ساعت و 13 دقيقه قبلچه نازه خدا حفظش کنه واست کتی...


14 سال و 4 ماه و 22 روز و 12 ساعت و 37 دقيقه قبل
ممنونم عزیزم
14 سال و 4 ماه و 22 روز و 12 ساعت و 28 دقيقه قبل
14 سال و 4 ماه و 21 روز و 12 ساعت قبل