♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
چنان دق کرده احساسم میان شعر تنهائی/که حتی گریه های بی امانم ،گریه میخواهد..
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
یا تو زیباتر شدی ! .... یا چشام بارونیه ! .. این قفس بازه ولی.... قلب ِ من زندونیه.. ـ من پشیمون میکنم جاده رو از رفتنت ...
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
تو مثل راز پائیزی و من رنگ زمستانم. چگونه دل اسیرت شد قسم به شب نمیدانم. تو مثل لحظه ای هستی كه بــــــاران تازه میگیرد. و من مرغی كه از عشقت فقط بیتاب و حیرانم...
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
در نبودت نمی نویسم تورا من تو را می بویم نفس می کشم، جاری میشوی در سر انگشتانم وانگاه قلم نقش تو را بتصویر می کشد...
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
افسوس افسوس که اون روزها تموم شد پاییز اومد هر چی که بود خزون شد ای داد ای داد گل های باغچه مردن یاد ما رو با خود به خاک سپردن
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
دلم برای کسی تنگ است که گمان میکردم می آید ، می ماند، و به تنهائیم پایان میدهد آمد ، رفت ، وبه زندگی ام پایان داد .
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
شاید فاصله ها بتوانند نگاه ها را از هم دور کنند ولی قدرت این را ندارند که یادها را از هم دور کنند .
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
گاهی مثل باران باید بارید ، زندگی بخشید، طراوت داد . . . . . . . و رفت …
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
فقط بیـــا بودنتـــ را می خواهم ...
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
نذار كه بین من و تو هرچی بوده خاطره شه تو بری و من بمونم قصه ی ما تموم بشه
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
وقتي با تـــو حرفــــــــ مي زنـــم .. کلماتــــــ در دهانــــم دو دل مي شونــد حالا بگـــو با اين همـــه دلــــــــ در دهانــــم .. چگونه حرفــــــ دلـــم را نزنـــــم ؟؟
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
هرگز زانو نخواهم زد حتی اگر سقف آسمان کوتاه تر از قامتم شود