اقا دوران دانشجویی ترم اول مسیر دانشگاه با مینی بوس میرفتم یه روز صبح علاطلوع کلاس داشتم نشستم صندلی اخر مینی بوس همون صندلي که جلوش خاليه از شانس بد همه مینی بوس پر دختر داشتم چرت میزدم که یه موتور میاد جلو مینی بوس راننده هم فرت ترمز میخ کرد تا بخودم اومدم دیدم کف مینی بوس افتادم قبل ازینکه دخترا نیششون باز بشه با خونسردی كامل ده تا شنا زدم پا شدم بلند گفتم اینم از ورزش امروز همه تحت تاثير قرار گرفتن
@♪★☂sadaf_daryayi☂★♪ گاهی وقتها که روی نیمکت تنهایی ام می نشینم... آن زمان که چشمهایم پر از غوغای رها شدن است... تنها خواهش دلم حضور کسی است در کنار من... روی این نيمکت... نه کلامی می خواهم... نه نگاهی که محسور کند مرا... تنها صدای آرام بخش یک نفس کا[!]ت...
حق الناس همیشه پول نیست … گاهی دل است ؛ دلی که باید میدادی و ندادی …
13 سال و 2 ماه و 30 روز و 8 ساعت و 48 دقيقه قبل
13 سال و 2 ماه و 30 روز و 8 ساعت و 48 دقيقه قبل