میون یه دشت لخت
زير خورشید کوير
مونده یک مرداب پیر
توی دست خاک اسیر
منم اون مرداب پیر
از همه دنیا جدا
داغ خورشید به تنم
زنجیر زمین به پام
من همونم که یه روز
می خواستم دريا بشم
می خواستم بزرگترين
دريای دنيا بشم
آرزو داشتم برم
تا به دريا برسم
شبو آتیش بزنم
تا به فردا برسم
اولش چشمه بودم
زير آسمون پیر
اما از بخت سیاه
راهم افتاد به کوير
چشم من
چشم من به اونجا بود
پشت اون کوه بلند
اما دست سرنوشت
سر رام یه چاله کند
توی چاله افتادم
خاک منو زندونی کرد
آسمونم نباريد
اونم سر گرونی کرد
حالا یه مرداب شدم
یه اسیر نیمه جون
یه طرف میرم به خاک
یه طرف به آسمون
خورشید از اون بالاها
زمینم از این پایین
هی بخارم می کنن
زندگیم شده همین
با چشام مردنمو
دارم اینجا میبینم
سر نوشتم همینه
من اسیر زمینم
هیچی باقی نیست ازم
قطره های آخره
خاك تشنه همینم
داره همراش میبره
خشک میشم تموم میشم
فردا که خورشید میاد
شن جامو پر میکنه
که میاره دست باد
شای مگه با من قهر نبودی؟
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
جاسمین سلامت باشی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
نیما ممنون
ـــــــــــــــــــــــــ
صدف خیلی
ـــــــــــــــــــــــــــ
جواد ممنون
ـــــــــــــــــــــــــ
پس نوشت : بعد نمیدونی چه حالی میده مدیرا میان پستاتو لایک میکنن و دیدگاه میزارن .. مخصوصن برای من که اصن مدیر ها نمیبیننم .. این همه پست خوب واسه دنبالر گذاشتم ولی توی صفحه اصلی دنبالر نرفت
چشببببببببببببببببب شادی جون من خودم یه تنه همتونو حریفمکتی نیومده پریدی بـــــــــــــــاز عیبی نداره منو شما نداریم که علیرضا همش دوباره برمیگره به من
گاهي #سکوت ، همان دروغ است . کمی #شیک تر ، روشنفکرانه تر و با مسئولیت کمتر!
14 سال و 8 ماه و 20 روز و 7 ساعت و 31 دقيقه قبل
کپی کردن جرم دارهآآاااا
14 سال و 8 ماه و 20 روز و 7 ساعت و 29 دقيقه قبلمن که همیشه مجرم هستم ...اینم روش
14 سال و 8 ماه و 20 روز و 7 ساعت و 25 دقيقه قبل
جریمه ات کنم..
14 سال و 8 ماه و 20 روز و 7 ساعت و 21 دقيقه قبلکردی دیگه......
14 سال و 8 ماه و 20 روز و 7 ساعت و 20 دقيقه قبل