♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
این واژه ها بدون "تو" خمیازه میکشند .. باید برایشان غزلی دست و پا کُنی !
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
این زن که چشمان ِ تو را با شعر نقاشی کشید .. می خواست همراهت شود ٬ اما دگر نایی نداشت !! صدفــــــــــــــــــ
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
سلامتی عقابی كه تو اسمون به بالش مینازه !سلامتی پولداری كه به پولش مینازه !سلامتی خودمون كه هیچی نداریم ولی به رفیقامون مینازیم..@a_samira
رضـــی
برای یه تایم کوچولو خداحافظی میکنم .دوباره میام
مــُ حمــّــد ; )
دوستان من نمیتونم پست هارو لایک کنم ... شرمنده به بزرگی خودتون ببخشید
سهراب گفتی چشم ها را باید شست
14 سال و 9 ماه و 26 روز و 21 ساعت و 13 دقيقه قبلشستم......
گفتی جور دیگر باید دید
دیدم.....
گفتی زیر باران باید رفت
رفتم.....
ولی او نه چشم های خیس وشسته ام را
ونه نگاه دیگرم را
هیچکدام را ندید
فقط در زیر باران خندید و گفت:
دیوانه ای باران ندیده
قلبها دیگر جواب اشک چشمان را نمیدهند... ولی چشمها هنوز بخاطر قلبها اشک میریزند...
14 سال و 9 ماه و 26 روز و 21 ساعت و 9 دقيقه قبلچه سریست میان سکوت وباران
14 سال و 9 ماه و 26 روز و 21 ساعت و 2 دقيقه قبلهرگاه گل سکوت در وجودم میشکفد
باران میگیرد
تکلیف من چیست؟
که تمام لحظه هایم بارانیست...