ظهر که نمایشگاه بودیم آفتاب فاصله ش رو با زمین کم کرده بود و دقیقن اومده بود بالای سر ما با تمام قدرتش می تابید تکونم نمیخورد غروبی که رفتیم استادیوم یه دفه نمیدونم کلی ابر سیاه از کجا پیداشون شد و یهویی بارون و باد شروع شدگمونم خدا لج کرده با من
همه چی خوب بود ... ولی آخر سر که با بچه ها خداحافظی کردم و سوار قطار شدم ... بغض لعنتی و دلتنگیم واسه بچه ها باعث شد خستگی و سردردم غیرقابل تحمل بشه .. سرما هم خوردم اساسی .. امروز تا عصر اصلا نمیتونستم از جام تکون بخورم ... کلی دارو خوردم تا سرپا شدم ...
روان شنـاسی ِِرنگ هـا : #آبــی این رنگ با آب و آسمان ارتباط دارد و به معنای #صلح ، #آرامش#آسودگی#وحدت#امنیت است ... و در بدن مقادیری هورمون آرامش بخش تولید می کند ...
و همچنین در بردارنده ی مفاهیمی همچون #حقیقت_اعتماد_ثبات_وفاداری_صداقت و اطمینان است
و این رنگ برای یهودیان نمادِ تقدس در چین نماد جاودانگی ودر خاورمیانه رنگ محافظ کارانه است
اووووووووووووف اصن یه وضی من ک گفتم شب میان میگن ما اینیم
نمیدونن اونم نیستن 
13 سال و 4 ماه و 10 روز و 11 ساعت و 8 دقيقه قبلترکیـدم که

13 سال و 4 ماه و 10 روز و 11 ساعت و 3 دقيقه قبل توسط موبایل
13 سال و 4 ماه و 10 روز و 11 ساعت قبل