♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
امشب قمار می کنیم تو و من.. یا دلت را از تو می برم ... !! یا دلم را به تو می بازم ... !! قرارمان کنار عشق...
من علیرضا هستم
پاییز رنگین ترین احساسی ست که مرا به تو می پیوندد ... و من سبزترین عاشقانه هایم را اینجا و اکنون برای تو مینویسم....
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
خـ‗__‗ـدایـ‗__‗ـا خسـ‗__‗ـتـ‗__‗ـهام ، خـ‗__‗ـدایـ‗__‗ـا تـ‗__‗ـو مـ‗__‗ـیفـهمـ‗__‗ـی چـ‗__‗ـی مـ‗__‗ـیگـ‗__‗ـم خـ‗__‗ـدایـ‗__‗ـا دلـ‗__‗ـم گرفـتـ‗__‗ـه ، دیـگـ‗__‗ـه حتـ‗__‗ـی دلـ‗__‗ـم عشـ‗__‗ـق هـ‗__‗ـم نمـ‗__‗ـیخـ‗__‗ـواد دلـ‗__‗ـم تـ‗__‗ـو رو مـ‗__‗ـیخـ‗__‗ـواد خـ‗__‗ـدا ......
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
گاهی گذشت میکنم.. گاهی گذر.. و کاش بدانی فرق این دو را ...!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
پیچــــک احــــساس... هــــمیشه هــــم شاعــــرانه و خــــیال انگیز نیــــست گــــاهی می پیــــچید دور گــــلوی آدم و خــــفه اش مــــی کنــــد...
من علیرضا هستم
در هجوم بیکسی تنها تو با من دوست باش چون تو باشی گو تمام خلق باشد دشمنم تشنهی نوشیدن آوازهایت ماندهام کی میآیی از غزل باران بباری بر تنم؟
saeed g
مردي دسته گلي روي قبر مادر عزيز مرحومش گذاشت و داشت به سمت ماشينش برميگشت كه توجهش به مردي جلب شد كه بالاي سر قبري زانو زده بود.بنظر ميرسيد مرد با سوز و گداز فراواني جمله اي را تكرار ميكرد،"چرا بايد از دست ميرفتي؟" ، " چرا بايد از دست ميرفتي؟" مرد اولي به سمتش رفت وگفت: اميدوارم مزاحم سوگواريتان نشده باشم اما در اين حد اظهار عجز و ناراحتي را تا بحال نديده ام ، براي چه كسي اينطورعميق ابراز ناراحتي ميكنيد؟ فرزند؟والدين؟ مرد سوگوار چند لحظه اي طول كشيد تا خودش را جمع و جور كند سپس پاسخ داد:"شوهر اول همسرم@sadaf
اگه سرش از فولاد باشه چی
14 سال و 11 ماه و 9 روز و 22 ساعت و 50 دقيقه قبلوالااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
14 سال و 11 ماه و 9 روز و 22 ساعت و 34 دقيقه قبل