♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
دلم برای کسی تنگ است که چشمانم ، چشمانش را می طلبد …
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
اگر بار گران بودیــــــــــــــمو میریم....
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
چه وقت ِ خانه تکانی بود !؟ تازه داشتم به <دلت> می نشستم ...!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
به شب نشینی خرچنگ های مردابی .. چگونه رقص کند ماهی زلال پرست !! رسیده ها چه غریب و نچیده می افتند .. به پای هرزه علف های باغ کال پرست !!!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
دنیا شبیه چشمهای توست ... از مهر و قهرش هیچ کس سر در نیاورده است !!!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
آسمان ، امشب ببار ... اندازه اشک هایی که ریختیم ببار .. شهر من سیل می خواهد ...
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
تعمیر سکوت گیجم کرد،وقتی که درخت هست پیداست که باید بود،و رد روایت را تا متن سپید دنبال کرد
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
دل است دیگر.. گاهی هوایی میشود.. گاهی تنگ میشود.. حتی برای دلی که از <سنگ> است ...!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
شبی باران ، شبی آتش ، شبی آیینه و سنگم شبی از زندگی سیرم ، شبی با مرگ می جنگم.......
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
اگر تمام دردهای عالم را نردبان کنی ، دستت به سقف دلتنگی های من نمی رسد .

14 سال و 11 ماه و 14 روز و 2 ساعت و 3 دقيقه قبل