♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
خدایــــــا!!!!!!! انگشت نمای مردم شهر شده ام ...! شیرین ندیده اند که تیشه بدست گیرد و به سمت بیستون به راه بیافتد!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
یکبار هم وقتی منتظرت نیستم به ســــــــــــــراغم بیـــــــــــــا... بگذار خیالم غافلگیر شود ...
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
مــن زانــو هــایــم را بـــه آغــوش کـــشیده بــودم وقــتــی تــو بــرایِ آغــوش ِ دیــگری زانــو زده بــودی...
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
تنهایی یعنی.... بالشتو وقت خواب بغل کنی.... چشمای خیستو ببندی .... و از ته دل آرزو کنی... کاشکی یکی بود موهاتو با عشق نوازش کنه.
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
چگونه میتوانند با دیگری بخوابند ! من .. بالشم را عوض میکنم دیگر خوابم نمیبرد ... !
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
پرسیدند : دوستش داری ؟ گفتم : دنیای من است... گفتند : دوستت دارد ؟ گفتم : تنها سوال من است...؟!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
ابــراز احســاســات زیــاد از حــد ,,,, احســاس بــعضی هــا را ,,,, بـــی حــس مــیکند ,,,
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
شانه ها تداعی کننده بهترین لحظاتند... چه آن شانه ای که صبح ها با آن موهایم را نوازش می کردی و خرمن گیسو را دسته کرده و با شانه ات حالت می دادی و بعد مثل خوشه های گندم می بافتی ... چه آن شانه ای که تکیه گاه محکم و امین ِ دردِ دل هایم بود...
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
می بخشم کسانی را که هر چه خواستند با من ، با دلم ، با احساسم کردند و مرا در دور دست خودم تنها گذاردند و من امروز به پایان خودم نزدیکم ، پروردگارا. به من بیاموز در این فرصت حیاتم آهی نکشم برای کسانی که دلم را شکستند
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
شبی گفتی نداری دوست من را نمی دانی که من شب چه کردم خوشا بر حال آن چشمی که آن را به زیبایی پسندیدی و رفتی...رفتـــــــــــــــــی..