♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
شکستن ! خـــرد کردن ! ســــــــوزاندن ! خاکســـــتر کردن ! به باد دادن ! از هر انگشتش یک هنر می بارید ... !!!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
سه سال از اون وداع تلخ میگذره ولی هنوز طنین گرم صدات تو گوشمه که میگفتی: قهر کردی؟ حرف که میزنی؟! و بعد صدات رو میبردی بالا: "اصلا چه معنی داره تو این خونه کسی با کسی حرف نزنه" ~> «به سلامتی خسرو شکیبایی»
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
از این دوری ِ طولانی .. منو ببر به دورانی .. که هر لحظه تــو اونجایی .. زیر ِ بارون ِ تنهایی ! منو ببر به اون حالت .. همون حرفا.... همون ساعت . به کاغذ توی مشتی که..... به چشمای درشتی که.... تو چشمام خیره می مونن .. به من چیزی بفهمونن !!!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
نشسته ایم بـا هم نقطه بـازی می کنیم.. خودم و دلم را میگویم !! زبان نـَفهم نمی فهمد قواعد بـازی را ! تمــام خانـه هـا را با اسم ِ <تـــــو> پر میکند ...!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
من و تمام آرزو هايم به دَرک ، مي رويم ! براي آسايش ِ خاطر ِ تو ...!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
پرواز ِ <اعتماد> را با یكدیگر تجربه كنیم... وگرنه میشكنیم بالهای ِ دوستیمان را ...!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
کاش می اومدی حالم رو بهم بزنی . . . . خوشحالیهام ته نشین شده!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
به دنیای ِ بدون من برگرد.. دیگه کسی <مزاحمت> نیست ...!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
حالا كه رفته اي.. آه اگـر بـاز بـه سـویـم آیـی ، دیـگـر از کـف نـدهـم آسـانـت ...!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
حـالا کـه رفـتـه ای.. مـن هـم مـیـروم تـا بـی تـو نـبـاشـم.. نـمـیـتـوانـم بـاشـم ...!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
ای مرد ! در خيال <تو> هرشب بيتوته مي كنم .. تا شاید مرا به فصل هاي آبي صبح برساني ، بي حضور <تو> ، اینجا پاييز ابدی است !!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
حـالا کـه رفـتـه ای.. دیـگـر کـسـی نـیـسـت کـه بـرایـش بـی بـهـانـه بـنـویـسـم ...!