♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
کجا بودم ؟ .. کجا رفتم ؟ .. کجایم من ؟!!! به تاریکی در افتادم .. ره روشن نمیدانم !!!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
نمیدانم؛ شب ها من شاعر میشوم و تو را غزل باران میکنم یا تو بهانه میشوی و من غزل غزل می بارم..
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
اگر بار گران بودیــــــــــــــمو میریم....
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
خواب هايم بوي تن تو را مي دهد... نکند ، آن دورترها نيمه شب، در آغوشم مي گيري !؟
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
سرم را گرم كن ، آخر كلاهي مي شود پيدا !!!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
شبیه برگ پاییزی همیشه قسمت بادم/زتو دورم ولی هرگزنخواهی رفت ازیادم
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
تو که از راه می رسی ، می رود هر چه دل که ذره ذره اندوخته ام یکجا بر باد ......
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
چه عذاب آور است بیداری.. حالا که چشم هایم به خواب هایی عادت دارند ، که شاید... منظره اش تو باشی ...!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
چه وقت ِ خانه تکانی بود !؟ تازه داشتم به <دلت> می نشستم ...!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
هست با من... هرچه کنی نمی ریزد ! حساب ِ <خاطره ها> از آبرو جداست ...!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
بزرگترین خطات این بود که ... فکر می کردی من برای همیشه صبورم ... !!! .
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
به شب نشینی خرچنگ های مردابی .. چگونه رقص کند ماهی زلال پرست !! رسیده ها چه غریب و نچیده می افتند .. به پای هرزه علف های باغ کال پرست !!!