من که شاعر نیستم ...
چند خطی مینویسیم یکم بهش آهنگ میدیم تا پیش استاد جواب پس بدیم ...
شکر خدا که استادبهمون افتخار میدن متنامونو میخونن
جوابی میدن ..
و تحمل میکنن آماتوریه شعر مارو
تو گر من باشی ای رفیقه خوبم
بدان که جان در راهت فشانم
تو را ز اشعار عالی دیدم
ز متن و ریشه ی کلام غنی دیدم
من گر بیتی بر هم نشانم
لنگی زیر پایت نشانم
چه گمنام باشی چه شاعر شهر
من زیر دست توست که استاد میشم
ستارخه هر شب در آسمانه
ولی اسمت همش توی صدامه
یکم واقع بین باش عزیزم
شعر که میگم از روی صداته
تو که استاد مایی ای برادر
چرا هی میکنی مارا پر پر
درسته از قدیم گفنتن که خوب باش
اگه بالا روی افتاده تر باش
ولی استاد یاد باشه
زمونه خیلی وقته ناسازگاره
اگه سر خم کنی پیش هر انسان
یه هو دیدی یکی پشتت نشسته
اگه پشتت نشست یادت باشه
کسی که نشسته انداختن سخته
آی سودا . . . تصوير ماه در آب
. . . تو ماه را بنگر
و من در تلاطم امواج بی امان،
در پی پيکر پاره پاره مهتاب
تکه تکه هايش را آنگونه که خود می خواهم کنار هم می چينم
و ماه را از نو در ذهن سردم می سازم.
"هزاران تکه از ماه در پهنه آب های زمین ، تنها بازتاب یک ماه در وسعت آسمان است ."
دومین ایسودای زندگیم هستی که اینو واسش میخونم
:*