پدرم آرزوهایم را قورت می داد ... تا چشمانم مه گرفت ... چون دستش مانند پای برادرم همیشه لُخت بود ... چقدر صورتم بوی زحمت می گیرد ... وقتی نوازشم می کند ... !/
هرگز به یک زن نگو : تو که خانه بودی چه کار کردی؟ خستگیت واسه چیه؟ باید دقیقتر نگاه کنی ریزبین باشی او هیچ کاری هم نکرده باشد ، امیدت را در خانه زنده نگه داشته است



13 سال و 1 ماه و 19 روز و 15 ساعت و 55 دقيقه قبل


13 سال و 1 ماه و 19 روز و 15 ساعت و 54 دقيقه قبل
13 سال و 1 ماه و 19 روز و 15 ساعت و 54 دقيقه قبل