♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
نــﮧ ، چشمانــم شور نبود ؛ اگر کـﮧ آخر کارمان ندامت شد .... دستـــهایم بـــے نمک بود .
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
مردمان سرزمین من تا پیش از اولین بوسه... تا قبل از هم آغوشی نخستین... تا شروع تپش های بی امان دلتنگی... تا آغاز قصه ای که در گوش عاشقند.... اما ........!!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
از ماجــــرای عشقـــــــت .... رو سفیــــــــد بیرون آمدنــــــــد ...موهایم... !!!!؟
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
برایم تعریف کن .... هرگز فراموش نشدن چه حالی دارد؟؟؟!!!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
من پُرِ از حرف سکوتم .. .
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
او چقدر سخت عاشقم نشد! من چقدر ساده زیر و رو شدم !! با کسی که می شد عاشقش شوم .. من چقدر دیر رو به رو شدم ! از کنار هم عبور می کنیم .. با خبر از این تلاطم مدام ! او شبیه مردهای قصه هاست ... من شبیه قصه های نا تمام !!!!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
و در غیاب تو من چه آرام و چه با طمانینه هر روز صبح زاده می شوم با تنهایی ... و می میرم هر شب در آغوشش …!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
من "عقابم" شاه پره .. قله نشین بی شکست ! ریشخند بچه آهویی به یکباره شدم ...!!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
در صف ِ جبر ِ خاک منتظرم .. اختیار زمان تمام شود ! زندگی مثل فحش ارزان بود .. مرگ باید گران تمام شود !!!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
چــه زیبــاستــ وقتـی میفهمـی کسـی زیــر ایـن طـاق کبــود انتظــارتــ را میـکشد. چــه شیــرین استــ طعــم چنـد کلمــه کــه میگــوید: <<کجــایــی...؟>>
انتظار...
14 سال و 11 ماه و 5 روز و 20 ساعت و 35 دقيقه قبل