¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...
نشسته ام....
کجا؟
کنار همان چاهی که تو برایم کندی...
عمق نامردی ات را اندازه میگیرم
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...
عشق بعضی وقت ها از درد دوری بهتر است بی قرارم کرده و گفته صبوری بهتر است توی قرآن خوانده ام یعقوب یادم داده است دلبرت وقتی کنارت نیست کوری بهتر است نامه هایم چشمهایت را اذیت می کند درد دل کردن برای تو حضوری بهتر است چای دم کن خسته ام از تلخی نسکافه ها چای با عطر هل و گل های قوری بهتر است من سرم بر شانه ات یا تو سرت بر شانه ام فکر کن گاهی اگر باشم چجوری بهتر است
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...
نه آن دريا، كه شعرش جاودانه است نه آن دريا، كه لبريز از ترانه ست به چشمانت بگو بسپار ما را به آن دريا كه ناپيدا كرانه ست
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...
هوای دلم گرفته، بی تو این قصه تمومه دیگه رویایی نمونده، واسه من دنیا حرومه صدای خسته وتب دار، یه نگاه سرد و بیمار با هجوم سوز ظلمت، می کوبه به بغض دیوار
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...
تو که رفتی فکر می کردم آخر دنیاست . اما . . .آخر دنیا همان لحظه های با تو بودن ، بود
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...
مگه چندمه بهاره که هوا مثل خزونه! خشکه برگای درختا دلم از زمونه خونه
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...
قایقی خواهم ساخت، خواهم انداخت به آب. دور خواهم شد از این خاک غریب که در آن هیچ کسی نیست که در بیشهی عشق قهرمانان را بیدار کند
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...
چرا بهونه میاری
واسه جدایی از دلم
آسون نبوده داشتنت
آسون نمیدت گلم
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...
انگشتانم را درو می کنند تا فصل انگور را نشنیده بگیرم به این زودی ها خمار تو از چشمم نمی پرد اما بگو تا شرابِ نگاهت چند خوشۀ پروین راه است؟
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...
با من رفت و آمد نکن «رفتن» فعل قشنگی نیست با من فقط راه بیا ..
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...
باران گرفته ام به هوای شکفتنت جاری در امتداد ترک خوردۀ تنت با اشک های حلقه شده پای گونه هات با دست های حلقه شده دور گردنت من متهم به رابطه با واژۀ توام مظنون به دستکاری گل های دامنت این گرگ و میش وقت طلوع است یا غروب در چشم های نیلیِ مایل به روشنت؟!
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...
راحت بخواب ای شهر! آن دیوانه مرده است در پیله ابریشمش پروانه مرده است در تُنگ، دیگر شور دریا غوطهور نیست آن ماهی دلتنگ، خوشبختانه مرده است
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...
من در کشوري زندگي مي کنم که دويدن سهم کساني است که هرگز نمي رسند و رسيدن سهم کساني که هرگز نمي دوند... ارزش مردگانش چندين برابر زندگانش است.. در سرزمين من مردمانش با نفرت بيشتري به بوسيدن دو عاشق نگاه مي کنند تا صحنه ي اعدام يک انسان در سرزمين من. . .