¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...
نشسته ام....
کجا؟
کنار همان چاهی که تو برایم کندی...
عمق نامردی ات را اندازه میگیرم
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...
عمریست نشسته ام پای لرز خربزه هایی، ک هیچوقت یادم نمی آید کی!!؟؟
خوردمشان
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...
مرا اندکی دوست بدار ولی طولانی
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...
دلتنگم، مثل مادر بي سوادي که دلش هواي بچه اش را کرده ولي بلد نیست شمارشو بگیره
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...
بـــــــه من بال پرواز می دهی وقتی نگاهم می کنی وقتی می گویی : دوستت دارم
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...
آدم هـــــــا… فـرامـوش نـــمیکــــنند … !! … فــــــــقط … دیـــگر ســـــــــــــــــــــاکت میشـوند … هـمین
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...
اینجا سرزمین واژه های وارونه است: جایی که گنج, “جنگ” می شود درمان, “نامرد” می شود قهقه , “هق هق” می شود اما دزد همان “دزد” است … درد همان “درد” و گرگ همان گرگ…
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...
می شود چیزی گفت، حرفی زد . . . بی انکه لب ها تکانی بخورند! حرفم این بود: کسی از حال کسی آگاه نیست، حالی نیست! و از کنار هم چه ساده می گذریم بی آنکه بدانیم به چه می اندیشیم! آن سنتور نواز گوشه نشین و آدمکهای حیران
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...
زندگی به تو اطمینان نمی دهد فقط به تو فرصت می دهد
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...
برکت پروردگار مثل باران است . اگر میبینی خیس نمیشوی جایت را عوض کن
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...
ﮐﺴﯽ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺳﻮﺯ ﻭ ﺳﺮﻣﺎ ﺩﺳﺘــﻬﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﮔﯿﺮﺩ ﺩﺭ ﺟﯿﺒــــﺖ ﺑـــﮕﺬﺍﺭﺷﺎﻥ ﺷﺎﯾﺪ ﺫﺭﻩ ﺍﯼ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﺗﻪ ﺟﯿﺒﺖ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﻫﻨﻮﺯ ﻫﻢ ﮔﺮﻡ ﺍﺳﺖ