@¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•.¸¸.•°` شب که می شود بساط رویا میگستراند خیالت در دلم وتا گرگ ومیش چشم ها مرا با قطار آرزوها راهی تو میکند از سد حادثه ها میگذراند و مرا تا ایستگاه آخر که آن را عشق خوانند مسافر میکند و در آن ایستگاه متروک تا سقوط خورشید صدای پای تورا انتظار میکشم
دوستان خوب مجازي من... از همه ي دوستاني كه با خطابها وپيامهاشون در غم فراق مادرم به من تسلي خاطر دادن وبا من همدردي كردن بي نهايت سپاسگذارم...پيامهاتون مايه آرامش خاطر وتسليت من بود....ممنونم از همه تون...
سارا جان امید وارم با شاد بودن خودت مارو هم شاد کنی
مادرا فرشته های پاک خدان ممطمن باش مادرت الان از هر وقت دیگه ای بیشتر بهت نزدیک ....
نزدیکی ارام بیصدا وهمیشگی مانند خدا....
تو را هيچگاه نمي توانم از زندگي ام پاک کنم چون تو پاک هستي مي توانم تو را خط خطي کنم که آن وقت در زندان خط هايم براي هميشه ماندگار ميشوي و وقتي که نيستي بي رنگي روزهايم را با مداد رنگي هاي يادت رنگ مي زنم