خدایا من میخواستم جوردیگه ای باشم اما بهم فرصت ندادن میشه منم مث رهاحافظم پاک شه؟ قول میدم دیگه نرم سراغ گذشته شایددیگران منو نبخشن اما حداقل دیگه خودموانقدرسرزنش نمیکنم
مطمئن باش و برو ضربه ات کاری بود دل من سخت شکست و چه زشت به من و سادگی ام خندیدی به من و عشقی پاک که پر از یاد تو بود و خیالم می گفت تا ابد مال تو بود تو برو. برو تا راحت تر تکه های دل خود را آرام سر هم بند زنم
ینی اگه روزی بفهمم کسی دوسم داشته و بهم نگفته آنچنان میزنمش که بره سینه قبرستون خب........ (بده) من اینجا دارم تو تنهایی از آمپاس شدید میمیرم بعد تو نمیای بگی؟ خب لامصب پاشو بیا بگو دیگه
@¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•.¸¸.•°` اینجا همه خوبند خیالت راحت ، من ماندم و جهار هم صحبت این گوشه نشسته ایم و دلتنگ توایم من ، عشق ، خدا ، عقربه های ساعت...
@¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•.¸¸.•°` گفت : جبران میکنم گفتم : کدام را؟؟؟ عمر رفته را؟؟؟ روی شکسته را؟؟؟ دله مرده را؟؟؟ حالا من هیچ جواب این تار موهای سفید را میدهی؟؟؟ نگاهی به سرم کرد و گفت : چه پیر شده ای؟؟؟ گفتم : جبران میکنی؟؟؟ گفت : کدامش را؟؟؟
@¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•.¸¸.•°` من نوشتم ” قمحا “… همه به من خندیدند.. گریستــــــــــــــم….. گفتم به “غمها” یم نخندید که هر جور نوشته شود درد دارد… از تَـــــــه به سر بخوانید تا منِ آن روزها را بشناسید…