¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...
نشسته ام....
کجا؟
کنار همان چاهی که تو برایم کندی...
عمق نامردی ات را اندازه میگیرم
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...
با من رفت و آمد نکن «رفتن» فعل قشنگی نیست با من فقط راه بیا ..
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...
باران گرفته ام به هوای شکفتنت جاری در امتداد ترک خوردۀ تنت با اشک های حلقه شده پای گونه هات با دست های حلقه شده دور گردنت من متهم به رابطه با واژۀ توام مظنون به دستکاری گل های دامنت این گرگ و میش وقت طلوع است یا غروب در چشم های نیلیِ مایل به روشنت؟!
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...
راحت بخواب ای شهر! آن دیوانه مرده است در پیله ابریشمش پروانه مرده است در تُنگ، دیگر شور دریا غوطهور نیست آن ماهی دلتنگ، خوشبختانه مرده است
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...
من در کشوري زندگي مي کنم که دويدن سهم کساني است که هرگز نمي رسند و رسيدن سهم کساني که هرگز نمي دوند... ارزش مردگانش چندين برابر زندگانش است.. در سرزمين من مردمانش با نفرت بيشتري به بوسيدن دو عاشق نگاه مي کنند تا صحنه ي اعدام يک انسان در سرزمين من. . .
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...
من موندم 611 نـــــــفــــــــر کاربر آنـــلــایـــن الان کجان و چیکار میکنن که لایک نمیکنن...بابا بزن لایکو ا چی میترسی؟
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...
امروز هم دوباره خلاصه شد.در چند قطره اشک، بی معنی برای عده ای و خلاصه ی تمام دردها و حتی شاید تمام یک زندگی برای عده ای دیگر زندگی شاید فهمیدنِ همین تکرارها باشد
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...
مـُـرور میــــ ــــــــکنـَم .. خاطِراتِــــمـــان را امـــــا مَگر .. کـُپـــی برابـَـر اَصـــــــل میشــَـــوَد ؟!
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...
سرد خواهد شد روزهایت بی آغوشِ من ... وقتی که سردت شد ، بر تن کن دروغ هایی را که می بافتی ...
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...
تو چه میفهمی حال و روز کسی را که دیگر هیـــــــــــچ نگاهی دلش را نمی لرزاند..؟!!!
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...
دیروز و فردا هر دو نامردند ...! دیروز با خاطراتش و فردا با وعده هایش ... مرا فریب دادند تا نفهمم امروزم چگونه گذشت