¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...
نشسته ام....
کجا؟
کنار همان چاهی که تو برایم کندی...
عمق نامردی ات را اندازه میگیرم
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...
خنده تلخ من از گریه غم انگیزتر است...
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...
شادباش....نه یک روز..بلکه هزار سال...بگذار آواز شاد بودنت چنان در شهر بپیچد که رو سیاه شوند،آنانکه بر غمگین کردنت شرط بسته اند...!!
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...
زن که باشي ... عاقبت يک جايي ،يک وقتي... به قول شازده کوچولو... دلت اهلي يک نفر مي شود ... و دلت ،براي نوازش هايش تنگ ميشود ... حتي براي نوازش نکردنش ... تو ميماني و دلتنگي ها... تو مي ماني و قلبي که لحظه هاي ديدار تند تر مي تپد.. سراسيمه مي شوي ،بي دست و پا مي شوي... دلتنگ مي شوي ،دلواپس مي شوي... دلبسته مي شوي ؛و مي فهمي... نمي شود "زن" بود... و عاشق نبود...
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...
تمام غصه ها از همان جایی آغاز می شوند که، ترازو بر می داری می افتی به جان دوست داشتنت . انـدازه مـی گـیـری ! حسـاب و کـتـاب مـی کـنـی ! مقـایـسـه مـی کـنـی ! و خدا نـکـنـد حسـاب و کـتـابـت بـرسـد بـه آنـجـا کـه زیـادتر دوستش داشته ای ، کـه زیـادتـر گذشـتـه ای ، که زیـادتـر بـخـشـیـده ای ، به قـدر یـک ذره ، یک ثانیه حتی ! درست از همانجاست که توقع آغاز می شود و توقع آغاز همه ی رنج هایی است که ما می بریم…!