دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

سـعـیــــــد

اگر میخواهی در مورد من و زندگی من قضاوت کنی کفشهای من را بپوش و در راه من قدم بزن . از خیابانها، کو... درباره »
سـعـیــــــد
مرد - مجرد
امتیاز: 2456

دنبال‌شدگان

(107 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(151 کاربر)

گروه‌ها

(14 گروه)

بازدید

سـعـیــــــد
سـعـیــــــد

نشستیم تو تاکسی، راننده پرسیده: کجا تشریف میبرین؟ دختر عموم میگه میریم شال بخریم!! فکو فامیله داریم؟

سـعـیــــــد
سـعـیــــــد

بدتر از اونایی که وقتی شوخی میکنی جدی میگیرن، اونایی هستن که وقتی جدی میگی شوخی میگیرن … سعیدِ شوخ

سـعـیــــــد
سـعـیــــــد

دو تا دختر یکی خیلی خوشگل یکی خیلی زشت میرن تو یه شرکت واسه مصاحبه که اونجا یکی شون استخدام بشه ... مدیر شرکت یه نگاه بهشون میندازه و میگه قیافه اصلا برای من مهم نیست مهم فرهنگ و علم شماست ... از خوشگله میپرسه که جمعیت ایران چند نفره ... میگه هفتاد میلیون ... مدیر میگه آفرین درست جواب دادی شما استخدامی ... رو میکنه به زشته میپرسه خوب این هفتاد میلیون رو یکی یکی نام ببر ...

سـعـیــــــد
سـعـیــــــد

الان یکی زنگ زده میگه : چطوری پسره خوشتیپِ خوش اندامِ تو دل بروِ و با نمکِ خواستنى ؟؟؟ نشونی هارو درست دادا ، ولی شماره رو اشتباه گرفته بود کصافط...!!! سعیدِ همه چی قشنگ

سـعـیــــــد
سـعـیــــــد

چند وقت پیش پُست گذاشتم "اون که رفته دیگه هیچ وقت نمیاد.." یکی اومده زیرش کامنت گذاشته" حالم از آدمایی که به ظهور آقا امام زمان، اعتقاد ندارن، بهم میخوره!!!" من یار رفته منجی آلم بشریت

سـعـیــــــد
سـعـیــــــد

يارو ميخواست به بچه هاش درس وحدت و همبستگي بده همه پسراشو صدا كرد و نفري يك چوب بهشون داد و گفت بشكنيد!!!همه چوبهارو شكستن بعد به هر كدوم دو تا چوب داد گفت بشكنيد!!!باز شكستن بعد بهشون پنج تا چوب داد گفت باز بشكنيد باز شكستن اين دفعه به هر يك از پسرهاش 10تا چوب داد باز هم شكوندنش بار آخري بهشون نفري سي تا چوب داد گفت حالا اگه تونستين بشكنين پسرها به راحتي بسته هاي سي تايي رو هم شكوندند يارو عصباني شد گفت چرا عوضي بازي درميارين برين گم شين از جلو چشام گردن كلفتاي يابو ميخواستم نصيحتتون كنم ريدين بهش!!!! سعیدِ گردن کلفت

سـعـیــــــد
سـعـیــــــد

استاد به هم کلاسیم میگه چرا نیومدی سر کلاس؟ میگه: استاد، كلاستون با خوابم تداخل داشت نتونستم بیام سعیدِ مُتداخل

سـعـیــــــد
سـعـیــــــد

ﺍﺯ ﻃﺮﻑ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺑﻪ دختر خاله م ﮔﻔﺘﻦ ﺑﺮﻭ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ"ﻋﻤﻪ ﯼ ﻋﻄﺎﺭ"ﺗﺤﻘیﻖ ﺑﻨﻮﯾﺲ، ﮐُﻞ ﻓﺎﻣیﻞ ﺭﻭ ﺑﺴیﺞ ﮐﺮﺩﻩ ﮐﻪ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ"ﻋﻤﻪ ﯼ ﻋﻄﺎﺭ"ﻣﻄﻠﺐ ﺟﻤﻊ ﮐﻨﻦ، ﺁﺧﺮﺷﻢ ﺑﻪ ﻫیﭻ ﺟﺎ ﻧﺮﺳیﺪﯾﻢ!ﺍﺻﻼ ﻫیﭻ ﻣﻨﺒﻌﯽ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﭘﺪﺭﯼ ﻋﻄﺎﺭ ﭘیﺪﺍ ﻧﻤﯽﺷﺪ. خاله م ﺭﻓﺘﻪ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺩﺍﺩ ﻭ ﺑیﺪﺍﺭ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﭼﻪ ﺗﺤﻘیﻘﯽِ ﺑﻪ ﺑﭽﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﻣیﺪﯾﻦ! ﻋﻤﻪ ﯼ ﻋﻄﺎﺭ ﺑﻪ ﭼﻪ ﺩﺭﺩِ ﺑﭽﻪ ﻣﯽﺧﻮﺭﻩ ﺁﺧﻪ!؟ ﻣﺪﯾﺮِ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﻫﻢ ﮔﻔﺘﻪ ﺧﺎﻧﻢ ﻣﻮﺿﻮﻉِ ﺗﺤﻘیﻖ ﺍﺻﻼ "ﻋﻤﻪ ﯼ ﻋﻄﺎﺭ" ﻧﺒﻮﺩﻩ "ﺍﺋﻤﻪ ﯼ ﺍﻃﻬﺎﺭ" ﺑﻮﺩه سعید حامیِ عمه

سـعـیــــــد
سـعـیــــــد

ﻳﻪ ﺑﺎﺭﻡ ﻣﺎمانم ﺑﻬﻢ ﺷﻚ ﻛﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﻓﻜﺮ ﻛﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﺳﻴﮕﺎﺭ ﻣﻲ ﻛﺸﻢ... واسه همین ﺑﻪ ﺩﺍﻳﻴﻢ زنگ زده ﺑﻴﺎﺩ ﻧﺼﻴﺤﺘﻢ ﻛﻨﻪ... ﻧﺰﺩﻳﻚ ﻇﻬﺮ ﺑﻮﺩ ﺩﺍﻳﻴﻢ ﺍﻭﻣﺪ ﻭﺿﻮ ﮔﺮﻓﺖ ﻧﻤﺎﺯﺷﻮ ﺧﻮﻧﺪ ﻧﺎﻫﺎﺭﺷﻮ ﺧﻮﺭﺩ ، ﺧﻴﻠﻲ ﺳﺎﺩﻩ ﻭ ﺧﺎﻛﻲ ﺍﻭﻣﺪ ﺭﻭ ﻣﺒﻞ ﭘﻴﺸﻢ ﻳﻪ ﺳﻴﺐ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ ﮔﻔﺖ : سعیدِ عزیزم ﺍﻳﻦ ﺳﻴﺐ ﺭﻭ ﻣﻲ ﺑﻴﻨﻲ؟ گفتم بله دایی... گفت ﺩﻳﮕﻪ ﺳﻴﮕﺎﺭ ﻧﻜﺶ!!! ﺗﻮ ﻋﻤﺮﻡ ﺍﯾﻨﻄﻮﺭﯼ ﻗﺎﻧﻊ ﻧﺸﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ سعیدِ قانع

سـعـیــــــد
سـعـیــــــد

اینقدری که من دنبالِ یه پُستِ خوب میگردم تا واستون بذارم، اگه دنبالِ نیمه ی گُمشدَم گشته بودم تا الان چندتا بچه هم داشتم.... والا سعیدِ پدَر

سـعـیــــــد
سـعـیــــــد

يه دعاميکنم دوس دارم همه آمين بگين ولايک کنين . . . . . . . . . . . . خدايا!! تو اين روزايِ باقي مونده تا عيد، هيچ پدر و مادري رو شرمنده بچه هاش نكن... آمــــــــــــــــــــــیـــــــــــــــــن...

سـعـیــــــد
سـعـیــــــد

ﻋﺸﻘﻤﻮ ﺑﺮﺩﻡ ﺧﻮﻧﻪ ،ﺷﺮﻭﻉ ﮐﺮﺩﯾﻢ ﺑﻪ ﺣﺎﻝ ﮐﺮﺩﻥ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﻟﺐ ﻣﯽﮔﺮﻓﺘﻢ ﺍﺯﺵ ﮐﻪ ﯾﻬﻮ ﺑﺎﺑﺎﻡ ﺍﻭﻣﺪ ﺗﻮ ﺧﻮﻧﻪ . . . . . . . . . . . . . . . ﺩﺍﺩ ﻭ ﺑیﺪﺍﺩ ﮐﺮﺩ ﻋﺼﺒﯽ ﺷﺪ؛ ﻋﺸﻘﻤﻮ ﮔﺮﻓﺖ ﺑُﺮﺩﺵ ﺗﻮ ﺣیﺎﻁ ﭘﺮﺗﺶ ﮐﺮﺩ ﻭﺳﻂ ﺣیﺎﻁ ﺷیﮑﻮﻧﺪﺵ ﻭ ﮔﻔﺖ یه بار ﺩﯾﮕﻪ ﺗﻮ ﺍﯾﻦ ﺧﻮﻧﻪ ﻗﻠیﻮﻥ ﺑﮑﺸﯽ ﺟﺮﺕ ﻣیﺪﻡ سعیدِ مَعشوق

سـعـیــــــد
سـعـیــــــد

ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﻌﺬﺭﺕ ﺧﻮﺍﺍﺍﻫﯽ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎﯼ ﮔﻪ ﺧﻮﺭﺩﻡ ﻧﯿﺲ !!! ﮔﺎﺍﻫﯽ ﯾﻨﯽ ﺧﻔﻪ ﺷﻮﻭ ....!!! سعید حامیِ معذرت خواهی

سـعـیــــــد
سـعـیــــــد

یه سری هم هسن کمین کردن یه گوشه تا آدم یه حرفی میزنه میان به ادعای روشن فکری هر چی می گمو هر چی میزارمو نقد الکی میکنن و یه حرف الکی می زنن!! بابا بس کنین دیگه! حال آدمو به هم میزنین!! سعیدِ مُنتَقِد