یادم از همون بچگی هم اگه برام مشکلی پیش میومد مثلا اگه با یکی دعوام میشد اولین کاری که پدر و مادرم میکردن یه چک محکم میخوابُندن تو گوشم که دیگه این کار رو نکنم (براشون مهم نبود حق با منِ ) .. خیلی نمیگذره از اون دوران ولی عادت کردم هرگز هیچ مشکلی رو با پدر و مادر در میون نذارم مخصوصا مادرم ..اصلا حوصله سر زنش ندارم .. انقدر مشکلاتم زیاد شده که مجبورم هم کار کنم هم درس بخونم ..دانشگاه ازاد کمر شکن ..
تو بَرعکس ِ مَن ی ، زیر حَرفات میزَنی ، مَن به موقعش ی کَمی ، آره فوقش ی کَمی ، یکمی کلاه رَفته سرم ، وقتی بودی دور ُ ورم ، یکمی کلاه رَفته رو سَرم ، ولی تو رو از رو می بَرم
اين بخاطر حضور دخترايي هستش كه فك ميكنن دنيايي كه توش راه ميرن سالن مده هر روز با يه مدي ميان تو جامعه وقتي پسرم اينجور دخترايي رو ميبينه واسش زيبايي ارزش پيدا ميكنه