سلام فردای عزیز از نظر لطفت و محبتت ممنونم...البته استاد شهریار درسته که آذری زبان بودن ولی شعرهاشو برای همه کسانیکه ذره ی لطافت در روح و در سینه خود دارند ...حرفهائی برای گفتن دارند چرا که این بزرگ مرد همیشه زنده در قلبها خواهند بود
حیدر بابا! شیطان ما را گول زده و از هم دور گشته ایم
کنده مهر را از دل و کور گشته ایم
زین سرنوشت تیره ، چه بی نور گشته ایم
این خلق را به جان هم انداخته
صلح و دوستی را به خون خود آغشته ساخته
در اون چیزی که گفتی شکی نیست...شعر جوشش احساس شاعره ...حرف های روح شاعره ..حالا اگر زبانش رو هم ادمی ندونه باز هم احساس رو انتقال میده ..اما چه خوبه اگر زبان رو هم بدانی..
همه ی جوان ها بالاخره یک روز عاشق می شوند ولی همه ی زندگی به همان عشق اول ختم نمی شود . معمولا آدم با عشق اولش ازدواج نمی کند ، حتی گاهی با او حرف هم نمی زند ، اما احساس قشنگی است که همیشه خاطرات آدم را شیرین می کند.
نکاتی درباره ی جن
1) جنیّان غذا می خورند استخوان و ضایعات، غذا ی جنیّان است و ممکن است خوردنیها و آشامیدنیهای دیگر هم استفاده نمایند،ازدواج هم دارند و به صورت خانوادگی زندگی میکنند و جا و مکان برایشان مطرح نیست ،نر و ماده دارند ،جفت گیری می کنند و مدت بارداری کمتر از انسان دارند و معمولاً از هر شکم بیشتر از یک بچه متولد نمی شود.
2) وضع حمل آنها آسا نتر از بشر است رشد بچه ها سریعتر و بلوغ هم دارند و ولد شان مثل انسان زیاد نیست طول عمرشان بیشتر از آدمی است مرگ دارند ،جسمشان فنا می شود و ا حتیاج به قبر ستان ندارند.
3) سرما و گرما و درد ندارند امّا لذّت و خوشی و ناخوشی دارند،الفت خانوادگی و خارجی با هم دارند ،کار و شغل ندارند.
4) اکثر حیوانات و جانوران آنها را می بینند و برایشان عا دی است از این رو به آنها حمله نمی کنند و می توانند خود را به صورت انسان و غیر انسان در آورند ،آنها پدیده های بسیار لطیفی هستند و توان انبساط و انقباض خویش را دارند و در حالت عادی در حال انبساطند لذا دیده نمی شوند ولی اگر منقبض شوند می توان آنها را دید از آنها می شود عکس گرفت به شرطی که این کار راضی باشند.
5) جنیان می توانند از در و پنجره بسته عبور کنند هر جا هوا بتواند عبور کند جن ها هم می توانند عبور کنند آنها مثل امواج رادیو می توانند از شکاف درهای بسته و از هر منفذی بگذرند.
6) به علت نداشتن عنصر خاکی قوه ی طی الارض دارند و در آن واحد می توانند از یک طرف زمین به طرف دیگر بروند چون همیشه با ما در ارتباط و تماس هستند به همه زبانهای ما آشنایی دارند معایبی دارند بدتر از بشر ولی معایبی که انسان دارد آنها ندارند روزی که خداوند انسان را خلق کرد فاصله ای بین جنیان وبشر قرار داد که جنیان بدون اذن خدا اجازه ی نزدیک شدن و آسیب رساندن به آدمیان را ندارند و اصولاً اعمال زشت انسان سبب صدمه به خود آنها می شود و جنیان از طرف خداوند اجازه
واذن اذیت کردن می یابند.
7) هوششان بسیار زیاد است و می توانند افکار را بخوانند ولی آینده و گذشته انسان را نمی دانند و قوه خلاقه ندارند و هر چه ذاتی و همان است که در خلقشان گذاشته شده است . تا به حال چیزی اختراع نکرده اند.
مردآزما نام نوعی جن است که مردم بلوچ معتقداند که اگر کسی از وی نترسد با او دوست میشود و اگر از او بترسند با ترساندن قربانی اش را از پا در میآورد.[۱]
در این افسانهها گفته میشود مردآزما به صورت حیوانی اهلی بر مسافران مرد پدیدار میشود و ناگهانی سخن میگوید یا تغییر شکل میدهد و با این کار میزان دلاوری و مردانگی مسافر را میآزماید.
بر پایه افسانه، مردآزما بیشتر در جایهای تاریک و خلوت نمودار میشود ولی به کسی آسیبی نمیزند و به باور گروهی، در برابر افراد ترسو ظاهر نمیشود تا از آنها آسیبی نبیند. گفته میشود این داستان برای این ساخته شده تا به افراد کمجرأت قوت قلب بدهند که اگر به جای تاریک یا خلوتی رفتند کمتر بترسند زیرا به آنها گفته میشد مردآزما به افراد ترسو کاری ندارد.
در خراسان جنوبی مردآزما را «مردهآزما» هم مینامند و او را موجودی زشتروی میدانند که محل زندگیاش گورستانهای خوفناک و گاه آسیابهای کهنهٔ آبی و بادیست. او از نور گریزان است و تقلید صدای آدمی میکند. مردهآزما را بیشتر به قالب زنی زشتروی میدانند که صورتش دراز و چاک دهانش عمودیست و دندانهایش افقی و بُرّان است.
در داستانهایی دیگر مردآزما در کوچههای تاریک و خلوت از پشت دیوار ظاهر میشود و هر اندازه به او نگاه شود بزرگتر و بزرگتر میشود.
در کتاب کوچهٔ احمد شاملو نیز مردآزما به عنوان نام یکی از جنهایی است که به شکلهای گوناگونی در میآید. برخی دیگر آن را هیولا یا غولی تخیلی دانستهاند که بهصورتِ مویی ظاهرمیشود و بزرگ و بزرگتر میگردد یا قدی بسیار بلند به بلندی کوه دارد، در مناطق کردنشین از این موجود به نام جوان ازما نام برده می شود .
در ادبیات شفاهی روستا های استان کرمان مردآزما (در گویش محلی "مندرآزما" موجودیست به باریکی دسته بیل و یک وجب قد. که کم کم قد میکشد. در صورت پرسش جواب میدهد و آدرس اشیاء گم شده را دقیقاً میگوید. نکته جالب آن است که در اکثر خوانواده های بزرگ (طایفه ها) یک نفر که معمولا مسن است ادعای دیدن "مندرازما" را در سنین جوانی دارد.
بنا به افسانههای قدیمی محکم گرفتن بند شلوار یا کمربند موجب ناپدید شدن مردآزما میشود
انـواع جـن
الف) پری:
این نام یک لغب پهلوی و به معنای موجود ماورایی است که به شکل زنی بسیار زیبا نمایان می شود .در این گونه که امکان ازدواج با انسان نیز مطرح شده است ،از دیر باز در ادبیات ما نقش مهمی داشته است. اکثر این موجودات شبیه به زنان زیبا رو و فوق العاده جذاب ظاهر می شوند.
ب) دیو:
این عنوان به تیره ای تنومند ،بد چهره و بدکار اجنه اطلاق می شود در تاویر باستانی نیز می توان نقشی از دیوان یافت.
ج) زار:
در جنوب ایران معتقد ند که این تیره از جن در بادهای وزان صحرا وجود دارند و موجوداتی بسیار خبیث و ناپاکند و اگر کسی آنها را حتی ناخواسته مورد آزار و اذیت قرار بدهد ،روح و روان وی توسط ایشان تسخیر شده و دیوانه می گردد. برای درمان این جن زدگی از یک جن گیر یاری می گیرند و با برپایی رقص و آوازی ویژه ،زار را به خروج از جسم بیمار ترغیب می کنند و در صورت شکست در درمان ،بیمار را در بیابان رها می کنند تا او را به شکلی با زار کنار بیابد .
د)آل:
زنی بد هیبت و خبیثات که زنان تازه زا و باردار را مورد آزار و اذیت قرار می دهد و نوزاد او را می رباید.این مورد علاوه بر آن که می تواند توجیهی خرافی برای مرگ و میر زایمان باشد ،ممکن است به ربودن نوزاد آدمی توسط اجنه نیز اشاره داشته باشد.
ه) بختک:
گقته می شود که این تیره ی جن هنگام بیدار شدن از خواب و وقتی که فرد نیمه هوشیار است ،بر روی او افتاده و توان هر گونه حرکتی ،حتی فریاد زدن را از او می گیرد .شاید این مورد،ارتباطی با توانایی اجنه در مصادره ی انرژی درونی انسانی داشته باشد.
و) همزاد:
اعتقاد بر آن است که همزمان با تولد هر انسان ،در دنیای اجنه نیز جنی متولد می شود که سرنوشت این دو ،به نوعی با هم ارتباط می یابند، گفته می شود که این همزاد به اشکال مختلف سعی می کنند که در کنار جفت خود بماند و در این راه حتی از این که به صورت حیوان خانگی مانند سگ، گربه ، کبوتر، و...در بیاید نیز پروا ندارد،بارها دیده شده است که با تولد نوزادی ،یک کبوتر یا حتی مار کوچک بی مقدمه وارد خانه شده است و با آزردن یا راندن آن از خانه وضع کودک نیز ناخوش و دگرگون شده است.
ز) گورزاد:
این تیره ،انسان گونه ها کوچک و ریز هستند که در درون زمین خانه دارند و علیرغم جثه کوچکی که دارند قیافه ای شبیه ما دارند ،که به آنها آدم کوچلو نیز