مونا
همدم گل گشته ام همبستر خاکم مکن. قطره قطره می چکم از چشم خود پاکم مکن…
مونا
به خوابهایم سرک نکش وقتی در لحظات ِ بیداری ام حضور نداری ...
مونا
به بزرگی گفتم زندگی چند بخش است ؟ گفت : دو بخش ، کودکی و پیری ، گفتم : پس جوانی چه شد ؟ گفت : با بی وفایی ساخت با عاشقی سوخت و با جدایی مرد
مونا
در رفاقت با وفا بودن شرط مردانگی است / ورنه با یک استخوان صد سگ رفیقت می شوند..
مونا
کلاس عشق ما دفتر ندارد شراب عاشقی ساغر ندارد بدو گفتم که مجنون تو هستم هنوز آن بی وفا باور ندارد..
مونا
غروب می کنم ولی نمی رسی به داد من.... طلوع هر بهانه ای ، دليل اعتماد من.... زبانه می کشد تنم ، در آتش نگاه تو ...بیا دوباره قد بکش شبی در امتداد من...
مونا
روزی اگر نبودم یک آرزویم را بر آورده کن!وزیر لب بگووووو یادش بخیر.....
مونا
نوازشم کن نترس تنهاییم واگیر ندارد.
مونا
تو هرس می کنی ... درخت خاطره هایت را ! ... شاخه های به خاک افتاده ... چقَدَر جنس خاطرات منند ...!!
مونا
بﻨﻮﻳﺲ ﺑﺎﺑﺎ ﻣﺜﻞ ﻫﺮ ﺷﺐ ﻧﺎﻥ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﺳﺎﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﻴﻦ ﺳﻔﺮﻩ ﻣﺎﻥ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﻧﺪﺍﺭﺩ ...ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻫﻤﺎﻥ ﺗﺼﻤﻴﻢ ﮐﺒﺮﻱ ﺍﺑﺮﻫﺎ ﻫﻢ .........ﻳﺎ ﺳﻴﻞ ﻣﻲ ﺑﺎﺭﺩ ﻭ ﻳﺎ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﺑﺎﺑﺎ ﺍﻧﺎﺭ ﻭ ﺳﻴﺐ ﻭ ﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﻲ ﻧﻮﻳﺴﺪ ﺣﺘﻲ ﺑﺮﺍﻱ ﺧﻮﺍﻧﺪﻧﺶ ﺩﻧﺪﺍﻥ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺑﺎﺑﺎ ﻫﻤﮑﻼﺱ ﺍﻭﻟﻲ ﻫﺎﺳﺖ ﻫﻲ ﻣﻲ ﻧﻮﻳﺴﺪ:ﺍﻳﻦ ﻧﺪﺍﺭﺩ...ﺁﻥ ﻧﺪﺍﺭﺩ... ﺑﻨﻮﻳﺲ"ﮐﻲ ﺁﻥ ﻣﺮﺩ ﺩﺭ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﻣﻲ ﺁﻳﺪ؟" ﺍﻳﻦ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﺧﻴﺴﻤﺎﻥ ﭘﺎﻳﺎﻥ ﻧﺪﺍﺭﺩ؟
مونا
چقدر تلخ!!!!!!لبهايت طعم سيگار ميداد ...و من ميدانستم تو سيگار نميکشي..........
مونا
چگونه شيشه شوم وقتي نگاهت از سنگ است........