sajad nz
کی میــاد بریـــم زیـــر بــارون قــدم بزنیــم ؟؟ ``、ヽ``、ヽ`、ヽ、ヽ`ヽ 、、ヽ`、、ヽ`、.`ـ、ヽ` 、、ヽ``、ヽ`ヽ、、ヽ`ヽ `、ヽ、 ``、ヽ`、、``、ヽ`` `、ヽ、、ヽ、``、ヽ、、ヽ、 ヽ、、ヽ`` 、ヽ、、ヽ`ヽヽ、ヽ、、ヽヽ、ヽ`、``、 `ヽ`、ヽヽヽ、 ヽ`ヽ` `、ヽ ``、ヽ`、ヽ、ヽ`ヽ、、ヽ` 、、ヽ`、.`ـ、ヽ`、、ヽ` `、ヽ`ヽ、ヽ`、``、`ヽ`、ヽヽヽ、 ヽ`ヽ``、ヽ``、ヽ`、ヽ、 ヽ` ヽ、、ヽ`、、ヽ`、.`ـ、ヽ 、、ヽ`ヽヽ、ヽ、、ヽヽ、ヽ` ``、`ヽ`、```、ヽ`、ヽ 、ヽ`ヽ、、ヽ`、、ヽ`、. ـ、ヽ`、、ヽ``、ヽ
sajad nz
هوا اینجا کمی دلگیر است انجا را نمی دانم اینجا ترس فراموش کردنت مثل خره تمام جانم را پر میکند انجا را نمیدانم اینجا جای خالیت به وسعت یک جهان است انجا را نمیدانم ای کاش برای تو هم تفاوت بین "اینجا" و "انجا" فقط یک "ی" باشد...
sajad nz
بــعـضـی ها باهات کاری میکنند که وقتی یاد لطفهایی که در حقشون کردی میوفتی به شدت از خودت متنفرت میشی!!!
sajad nz
ادامه خبر ......روزنه نور کوچیکی از ش پیداست . دوباره همون فروشگاه رو با دقت بیشتری میگردن تا میبینن ه دکمه زیر میز فروشندست . دکمه رو فشارش میدن میبینن بله !! کف اتاق پرو به صورت آسانسوری میره پایین و اینکه کجا میره؟؟ پایین (زیر زمین ) مجهز بودهه به تشکیلات پزشکی و …. دکتر و .. که بعد از بیهوشی قربانیان (عموما زنان تنهاو ساده لوح) اقدام به خارج کردن کلیه اونها میکردن!!!!! تمام ماجرا در ضمیمه تپش روزنامه جام جم امده شاید شماها شنیده باشین اما اگه کسی نشنیده براش تعریف کنید و هیچ وقت تو اینجور جاها تنها نرین
sajad nz
قا بلال بدم .... بلالش شیره ها ..... خانم چن تا بدم !!!
sajad nz
خبر فوری و بسیار خطرناک
اگه جون خودتون و کسایی که میشناسید واستون مهمه این خبر رو به اشتراک بزارید
برای خرید از هر مکان ناشناخته مخصوصا انواع بوتیک ها ،تنها نرید
این قضیه در مشهد اتفاق افتاده و احتمال داره در شهرهای بزرگ دیگه هم باشه که بی خبریم.
آقا به همراه خانومش با اتومبیل پراید به این خیابون برای خرید میرن. آقا برای کاری از ماشین پیاده میشه و به خانومش میگه تو مانتو فروشی ها چرخی بزنه تا اگه مورد دلخواهش پیدا شد به آقا تک زنگ بزنه تا بیاد ببینه اما بعد از تمام شدن کار آقا خبری ازخانم نمیشه آقا نگران میشه و دنبالش میگرده . یکی دو ساعت طول میکشه و بسیار نگران به ۱۱۰ اطلاع میده و میگه خانوم من اینجا گم شده و موبایلشم جواب نمیده پلیس به این منطقه میرن و میگردن و خیابونا رو هم میبندن اما به نتیجه نمیرسن . بعد دو ساعتی گشتن به یکی از مغازه ها مشکوک میشن . داخلش میرن و میبینن همه چیز عادیه و فروشنده ها هم دو تا خانم هستند.
سربازا مشغول گشتن میشن که ناگهان یکی از سربازا در اتاق پرو باز میکنه میبینه چیزی توش نیست اما وقتی پاشو داخل اتاقک میزاره احساس غیر عادی زیر پاش میکنه و میبینه رو
sajad nz
من عاشق این سوالم: من کجای زندگیتم....؟ بعد طرف بگه : خره تو خود زندگیمی من عاشق این عاشقانه های سفت و محکمم...
sajad nz
همیشه به قلبت توجه کن... ! با اینکه سمت چپه همیشه راست میگه..........
sajad nz
دوست ندارم فقط باشم ... دلم میخواهد حس شوم، دلم میخواهد بودنم طعم داشته باشد و نبودنم جای خالیم را نمایان کند ...
sajad nz
همه ی کارهایت را بخشیدم... جز آن تردید آخر هنگام رفتنت که هنوز مرا به برگشتنت امیدوار نگه داشته !
sajad nz
هیچوقت یادم نمیره یه زمانی با تو عاشق دانشگاه شدم حالا هم بدون تو از دانشگاه فراری شدم...
sajad nz
دیگه به من زنگ نزن حالا شناختمت من نمیتونم دیگه با تو باشم ازت بدم میاد بی لیاقت خداحافظ “این آخرین جمله ای بود که همسایمون به شوهرش گفت” میخاستم تو ام در جریان باشی عزیزم !