sajad nz
کی میــاد بریـــم زیـــر بــارون قــدم بزنیــم ؟؟ ``、ヽ``、ヽ`、ヽ、ヽ`ヽ 、、ヽ`、、ヽ`、.`ـ、ヽ` 、、ヽ``、ヽ`ヽ、、ヽ`ヽ `、ヽ、 ``、ヽ`、、``、ヽ`` `、ヽ、、ヽ、``、ヽ、、ヽ、 ヽ、、ヽ`` 、ヽ、、ヽ`ヽヽ、ヽ、、ヽヽ、ヽ`、``、 `ヽ`、ヽヽヽ、 ヽ`ヽ` `、ヽ ``、ヽ`、ヽ、ヽ`ヽ、、ヽ` 、、ヽ`、.`ـ、ヽ`、、ヽ` `、ヽ`ヽ、ヽ`、``、`ヽ`、ヽヽヽ、 ヽ`ヽ``、ヽ``、ヽ`、ヽ、 ヽ` ヽ、、ヽ`、、ヽ`、.`ـ、ヽ 、、ヽ`ヽヽ、ヽ、、ヽヽ、ヽ` ``、`ヽ`、```、ヽ`、ヽ 、ヽ`ヽ、、ヽ`、、ヽ`、. ـ、ヽ`、、ヽ``、ヽ
sajad nz
وای بر اون لحظه ای که اندکی بی سیگــــــــار می شوم از هجوم خاطرات و یاد تو . . . خودم مثل سیگـــــــار آتش میگیرم . . . !
sajad nz
یک ستاره برای من کافی است تا بهانه ای برای تماشای آسمان داشته باشم
sajad nz
اینایی که تو خیابون راه میرن و یهو با خودشون میخندن.... آدمایی ان که با خاطره هاشون زنده ان دیوونه نیستن فقط یکم خسته ان...ا †
sajad nz
هیتلر : من 500 هزار نفر را در طول جنگ جهانی دوم کشتم. صدام : من در طول جنگ هایم 300 هزار نفر را کشتم. ناپلئون : من در خلال جنگ هایم سر 50 هزار نفر را به باد دادم. مدیر سایپا : گـــــــــــــه نخورین بابا !!! †
sajad nz
ﻛﺎﺵ ﺯﻣﻴﻦ ﺣﺮﻓﻬﺎﻱ ﮔﺎﻟﻴﻠﻪ ﺭﺍ ﺑﺎﻭﺭ ﻧﻤﻴﻜﺮﺩ... ﻛﺎﺵ ﮔﻮﺷﻪ ﺍﻱ ﺩﺍﺷﺖ ﺑﺮﺍﻱ ﭘﻨﻬﺎﻥ ﺷﺪﻥ...
sajad nz
ز یـــــ ـه جایــــ ـی به بعـــد دیگهـــ...نــــ ــه دست و پا میزنی... نــــ ــه بال بال میزنی...نــــ ــه دل دل میکنی... نـــ ـــه داد و بیداد میکنی...نــــــ ـه گریه میکنی... نـــــ ـه مشتتو میکوبی به دیوار...نه... از یـــــــــ ــه جایـــ ــی به بعــــد...فقط سکـــــــ ــوتـــــــ میکنی..
sajad nz
بوسههای مجازی نفرست هوس ِ طعم ِ لبهایت را میکند زنی که دلش آبستن ِ عشق ِ توست...
sajad nz
وقتی پارتنرت جواب تلفنتو نمی ده لزوما در حال خیانت نیست، شاید گوشی شو جا گذاشته یا نشنیده. ......................اینی که سوار تاکسی شده و می گه من کرایه ندارم بدم لزوما گدا نیست،.................... شاید کیفشو گم کرده. وقتی پولت گم می شه اونی که میاد خونه تونو تمیز می کنه لزوما دزده نیست، شاید یه جا گذاشتی که یادت رفته. ...................................................اینی که داری زخم رو صورت و بازوشو قضاوت می کنی، لزوما لات نیست و شاید توی تصادف این طوری شده. ......اینی که داری زیرلب بد و بیراه یا فریادشو قضاوت می کنی، لزوما بی فرهنگ نیست، شاید روز سختی داشته........ بياين از امروز قضاوت نکنيم، خود ما هم روزاي سخت داشتيم مگه نه؟
sajad nz
مهربانی جاده ای است که هرچه پیش می روند ، خطرناک تر می گردد . .
sajad nz
آرزویم برایتان این است: در میان مردمی که می دوند برای"زنده بودن"، آرام قدم بردارید برای"زندگی کردن,,,
sajad nz
این طنز نیست یک داستان واقعیست.. تو قصابی بودم که یه پیرزن اومد تو قصابی و یه گوشه ایستاد... یه آقای خوشتیپی هم اومد و گفت :آقا ابراهیم 5 کیلو گوشت فیله بده قربون دستت عجله دارم آقای قصاب شروع به بریدن فیله و جدا کردن اضافه هاش... همینطور که گوشت را می برید رو به پیرزن کرد و گفت : شما چی می خوای مادر جان ؟ پیرزن اومد جلو و پانصدی مچاله ای را روی ترازو گذاشت و گفت: اندازه همین بهم گوشت بدین.. قصاب یه نگاهی به پونصدی کرد و گفت:پونصد تومن! این فقط آشغال گوشت میشه،مادر جان پیرزن یه فکری کرد و گفت:بده مادر...اشکال نداره...ممنون قصاب آشغال گوشت های اون آقا رو کند و گذاشت برا پیرزن... اون آقای جوون که فیله سفارش داده بود ،همینطور که با موبایلش ور می رفت رو به پیرزن کرد و گفت : مادر جان اینا رو سگتون میخوره؟؟؟ پیرزن رنگش پرید، سرخ و سفید شد و گفت :سگ !!!! آقای جوون گفت :بله،آخه سگ من این فیله ها رو هم با ناز میخوره...سگ شما چجوری میخوره..؟؟؟
sajad nz
پٌر مى كنم پياله ها را يكى پَس از ديگرى... سَر مى كشم شرابِ خيالت را مَست مى شَوَم...مَست! فِكرَش را بكٌن اگر دَر كِنارَم بودى مَست كه نه ديوانه ات مى شدم...ديوانه! =((