Sajad
دلم بهــــانه ای میخواهد برای ادامۀ زندگــــی . . . مثل ِ یک بوسۀ عاشــــقانه که یادم بیــــاورد هنــــــوز زنده ام
Sajad
با تو دوباره صاحب دنیــــا میشوم . . .
Sajad
گردباد که آمد همه چيز را با خود برد جز درخت يادت که ريشه در دلم داشت!
Sajad
يکــي زيـــر، يکــي رو! دستهــايمــان؛ زيبــاتــريــن بــافتنــي دنيــا . . .
Sajad
دارایـــــی من ـ چـنـد کـلـاف غــــــزل ـ از تــــــــو ، شـیـریـنـی لـبـخـنـد تـو ـ یـک جـرعـه ـ بـه چـنـد اسـت؟
Sajad
اگر آدمي شاد باشد حتما كساني را شاد نموده است و اگر غمگين باشد، كسي را غمگين كرده است
Sajad
جلوى بعضى خاطره هابايدنوشت آهسته بيادآوريد خطرريزش اشك
Sajad
هر که مرا دید … تو را نفرین کرد … و من حواس خدا را پرت کردم که مبادا بشنود …!
Sajad
طاق شد طاقتم ای دوست، ملامت بگذار که به اندک سخنی می شکند قلب رقیق . . .
Sajad
چه داروی تلخی است ، وفاداری به خائن صداقت با دروغگو و مهربانی با سنگدل