Sajad
یادمان باشد ما بنده خداییم نه شیطان...
Sajad
یک روز یه قناری خوشگل دست یک نفر دیدم گفتم فروشیه ؟ گفت نه ، رفیقمه
به سلامتی همه اونایی که رفیقاشون رو نمی فروشن !!
Sajad
سلامتی انهایی که تا یادی ازشون نکنی یادی ازت نمیکنند…
Sajad
گاهی “دوست داشتن” پنهان بماند قشنگ تر است دوست داشتن را باید کشف کرد ؛ درک کرد ، و از آن لذت برد …
Sajad
تا وقتی خودت هستی قبولت ندارند
Sajad
بی تو که باشم ، دلم طاقت هیج کس را ندارد ... تلنگری میخوام برای پیدا کردن تو ... !
Sajad
گاهی وقتها دلم میخواد بگم : من رفتم ; باهات قهرم , دیگه تموم ! دیگه دوستت ندارم ... و چقدر دلم میخواد بشنوم : کجا بچه ی لوس ؟! غلط میکنی که میری ... مگه دست خودته ؟ رفتن به این راحتی نیست ! اما ... نمیدانم چه حکمتیست که آدمی همیشه اینجور وقتها میشنود : به جهنم
Sajad
از “ماندن” که چیزی نمیدانی لااقل درست ” رفتن” را یاد بگیر . . .
Sajad
گاهی مرا یاد کن من همانم که اگر ساعتی از من بیخبر بودی آسمان را به زمین میدوختی . . .
Sajad
بعضــــــی ها گـــریه نمی کنند ! اما … از چشـــــم هایشان معلوم است ؛ که اشکــــی به بزرگی یک سکــــوت ، گــــوشه ی چشمشان به کمیــــــن نشسته …
Sajad
گاهی اوقات باید خدا رو شکر کنی یا اصلا بغلش کنی و ببوسیش که به چیزی که یه روزی میخواستی نرسیدی …
Sajad
کفرم را که در می آوری ، ایمانم به عشق بیشتر میشود !
Sajad
این موهبت الهی ست صبح چشم بگشایی و یادت بیاید دوستی داری آبی تر از آسمان ، زلالتر از شبنم و روشنتر از صبح . . .