Sajad
“رفت، بی آنکه مرا به خدا بسپارد!نمیدانم خدا را فراموش کرد یا مرا!!!!
Sajad
صدا… دوربین… حرکت…! باز هم برایم نقش بازى کن!
Sajad
خیانت است یاعدالت؟وقتی نوشت(دوستت دارم)به دو نفرفرستاد..؟
Sajad
چرا می گویند… ها… علامت جمع است، در حالی که… تن را… با… ها جمع میکنی… خودت می مانی و خودت…
Sajad
من درد مى کشم تو چشم هایت را ببند!! سخت است بدانم مى بینى، و بى خیالى…
Sajad
دردمنوتو حصاربرکه نیست،دردزیستن باماهیانی است که فکردریابه ذهنشان خطورنکرده
Sajad
طفلی آدم برفی دلش میخواست آدم شود آب شد…
Sajad
چه سخت است در جمع بودن/ولى در گوشه اى تنها نشستن/ به چشم دیگران چون کوه بودن/ولى در خود به آرامى شکستن….
Sajad
شب را دوست دارم. چرا که در تاریکى چهره ها مشخص نیست و هر لحظه این امید در درونم ریشه میزند که،”آمده اى! ولى من ندیدمت…”
Sajad
با بال های مقوایی به اوج گرفتنم می بالم! امااین نخ…..آه این نخ….. رویای پرنده شدنم رابه زمین گره زده است…!
سلام داداش...
14 سال و 2 ماه و 23 روز و 10 ساعت و 6 دقيقه قبلسـلام...
14 سال و 2 ماه و 23 روز و 10 ساعت و 3 دقيقه قبلسلام ...
14 سال و 2 ماه و 23 روز و 10 ساعت و 2 دقيقه قبلسلام علیرضا
سلام کیانا
سلام الی
14 سال و 2 ماه و 23 روز و 9 ساعت و 59 دقيقه قبل