Sajad
حکایت نبش قبر جناب حر (ره) توسط شاه اسماعیل /
Sajad
یکی محبت می کنه ویکی نازمیکنه! اونی که نازمیکنه همیشه محبت می بینه امااونی که محبت می کنه همیشه تنهای تنهاست…
Sajad
مسیر زندگی ماپراز قلاب هایی ست که وقتی اسیرطعمه اش می شویم تازه میفهمیم ماهی ها سرگرمی و تفریح بی تقصیرند! حسد،کینه،خشم،غرور، انزجار،انتقام،خیانت، ترس و……. من اسیرکدامین سرگرمی و تفریح طعمه خواهم شد؟ خدایا یاریم کن تا ازکنار این قلاب هابگذرم که شایددیگرفرصتی برای برگشتن به پاکی دریا نباشد.
Sajad
در بت خانه قلبم بتی از تو ساختم که هیچ ابراهیمی راضی به شکستن آن نیست
Sajad
چگونه میتوان به تاول های کف پا گفت تمام مسیر طی شده اشتباه بوده است.؟!
Sajad
پرسیدند : بهشت را خواهی یا دوست ؟ گفتم جهنم است بهشت بی دوست .
Sajad
رفیق خوب پزشک زندگیست تا آخر عمر مریضتم رفیق
Sajad
چه سخت است دلتنگ قاصدکی بودن در جاده ای که در آن هیچ بادی نمی وزد . . .
Sajad
خدایا ، تمام خنده های تلخ امروزم را می دهم یکی از آن گریه های شیرین کودکیم را پس بده . . .
Sajad
هر جا دلت شکست قبل رفتن ؛ خودت جاروش کن! تا هر ناکسی منت دستای زخمیشو رو سرت نذاره . . .
Sajad
همیشه واسه گلی خاک گلدون باش که اگه به آسمون هم رسید یادش باشه ریشش کجاست
Sajad
روز و شب مال همند عشق وعاشقی همدردهمند
هنگامی که شاه اسماعیل صفوی به کربلا مشرف شد نخست به زیارت سالار شهیدان رفت و آنگاه حضرت ابوالفضل علیه السلام و دیگر شهدای کربلا علیهم السلام را زیارت نمود. اما به زیارت حر، آن آزاده روزگار که قبرش با قبر سالارش فاصله دارد، نرفت.
15 سال و 2 ماه و 26 روز و 3 ساعت و 35 دقيقه قبلپرسیدند: « چرا؟»
استدلال کرد که اگر توبه او پذیرفته شده بود از سالارش حسین علیه السلام دور نمی ماند.
توضیح دادند که: « شاها ! از آنجایی که او در سپاه یزید فرمانده لشکر بود و آشنایانی داشت پس از شهادت در راه حق و در یاری حسین علیه السلام بستگانش بدن او را با تلاش و با اصرار بسیار از میدان جنگ خارج ساختند ودر اینجا به خاک سپردند.»
شاه گفت: « من می روم با این شرط که دستور دهم قبر او را بشکافند و درون قبر را بنگرم اگر شهید باشد نپوسیده است و برای او مقبره می سازم. در غیر این صورت دستور تخریب قبرش را صادر خواهم کرد. »
پس از این تصمیم به همراه گروهی از علما، سران ارتش و ارکان دولت خویش، کنار قبر حر آمدند و دستور نبش قبر را صادر کرد.
هنگامی که قبر گشوده شد شگفت زده شدند چرا که دیدند پیکر به خون آغشته آن آزاده قهرمان پس از گذشت بیش از یک هزار سال صحیح و سالم است. زخمهای بی شمار گویی تازه وارد آمده و دستمالی نیز که سالارش حسین علیه السلام بر فرق او بسته و مدال بزرگی است بر پیشانی دارد.
شاه اسماعیل گفت: « این دستمال از امام حسین علیه السلام است و برای ما مایه برکت و پیروزی بر دشمنان و مایه شفای بیماران. به همین جهت با دست خویش آن را باز کرد و دستمال دیگری بست اما به مجرد باز کردن آن دستمال، خون جاری شد و هرگونه کوشش برای متوقف ساختن آن بی حاصل ماند.
به ناچار شاه همان دستمال را بر سر حر بست و گوشه ای از آن را به عنوان تبرک برداشت و خون هم متوقف شد. به همین جهت دستور داد برای او مقبره ساختند و مردم را به زیارت ایشان فراخواند.