دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

Sajad

برای من همین از تو گفتن “زندگیست”… درباره »
Sajad
مرد - مجرد
امتیاز: 5258

دنبال‌شدگان

(624 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(569 کاربر)

گروه‌ها

(63 گروه)

بازدید

Sajad
Qalaty.jpg Sajad

اگه قرار بود تو دنیا چیز دیگه ای باشم دوست داشتم جای اشک رو صورت تو باشم تو چشات متولد شم , رو پلکات جون بگیرم رو گونه هات جاری بشم ,رو لبات بمیرم

Sajad
7A5NpWcS108tgrmFCePNg.jpg Sajad

روزی مرد جوانی وسط شهری ایستاده بود و ادعا می کرد که زیباترین قلب را در تمام آن منطقه دارد. جمعیت زیادی جمع شدند. قلب او کاملاً سالم بود و هیچ خدشه ای بر آن وارد نشده بود. پس همه تصدیق کردند که قلب او به راستی زیباترین قلبی است که تاکنون دیده اند. مرد جوان، در کمال افتخار، با صدایی بلندتر به تعریف از قلب خود پرداخت. ناگهان پیرمردی جلو جمعیت آمد و گفت: اما قلب تو به زیبایی قلب من نیست! مرد جوان و بقیه جمعیت به قلب پیرمرد نگاه کردند. قلب او با قدرت تمام می تپید، اما پر از زخم بود. قسمتهایی از قلب او برداشته شده و تکه هایی جایگزین آنها شده بود؛ اما آنها به درستی جاهای خالی را پر نکرده بودند و گوشه هایی دندانه دندانه در قلب او دیده می شد. در بعضی نقاط شیارهای عمیقی وجودداشت که هیچ تکه ای آنها را پر نکرده بود. مردم با نگاهی خیره به او می نگریستند و با خود فکر می کردند که این پیرمرد چطور ادعا می کند که قلب زیباتری دارد. مرد جوان به قلب پیرمرد اشاره کرد و خندید و گفت: تو حتماً شوخی می کنی... قلبت را با قلب من مقایسه کن. قلب تو، تنها مشتی زخم و خراش و بریدگی است. پیرمرد گفت:درست است، قلب تو سا

Sajad
2llllhh~0.jpg Sajad

کاش دنیایی بود که در ان صدای شکستن قلبی هیچگاه شنیده نمی شد طعم تلخ جدایی هرگز چشیده نمی شد رنگ زشت خیانت هیچ وقت دیده نمی شد دل بی گناه عاشقی از بی اعتنایی پژمرده نمی شد عدالت و حق عشق واقعی زیر پا له نمی شد مهر و محبت کسی با بی رحمی پس داده نمی شد دست ردی بر سینه پر شوق خواستاری زده نمی شد عشق در سیاه چالی ابدی زندانی نمی شد بلبلانش فقط نغمه شادی می سراییدند گلهایش بی خار و فقط بوی خوش مهر و محبت می دادند قلبها شفافتر از اب زلال می بودند دلها همگی مست از مهر و وفا خوش بودند ولی افسوس که ما هر روز از ان دنیا دورتر و دورتر می شویم!

Sajad
Love_Key.jpg Sajad

عشق کلمه ايست که بار ها شنيده مي شود ولي شناخته نمي شود. عشق صداييست که هيچ گاه به گوش نمي رسد ولي گوش را کر مي کند. عشق نغمه ي بلبليست که تا سحر مي خواند ولي تمام نمي شود. عشق رنگيست از هزاران رنگ اما بي رنگ است. عشق نواييست پر شکوه اما جلالي ندارد. عشق شروعيست از تمام پايان ها اما بي پايان است. عشق نسيميست از بهار اما خزان از آن مي تراود. عشق کوششيست از تمام وجود هستي اما بي نتيجه. عشق کلمه ايست بي معني ولي هزاران معني دارد. عشق......... عشق 10 عنصر است اما عنصر آخر آن تمام معني را مي رساند ولي معني آن گفتني نيست.

Sajad
(9).jpg Sajad

بی ثمرترین روز ما روزی است که در آن نخندیده باشیم.

Sajad
(7).jpg Sajad

برای کشف اقیانوس های جدید باید شهامت ترک ساحل آرام خود را داشته باشید ... این جهان جهان تغییر است نه تقدیر

Sajad
Sajad

نخستین گام به سوی دانش این است که بدانیم نادانیم.

Sajad
1ol3zXztoHeZ4HUu-wuGA.jpg Sajad

گفتم خرابت می شوم، گفتی تو آبادی مگر؟ ... گفتم ندادی دل به من، گفتی تو جان دادی مگر؟ ... گفتم ز کویَت می روم، گفتی تو آزادی مگر؟ ... گفتم فراموشم نکن، گفتی تو در یادی مگر

Sajad
& (2).jpg Sajad

وقتی که میگویی دوستت دارم اول روی این جمله فکر کن شاید نوری را روشن کنی که خاموش کردن آن به خاموش شدن او ختم

Sajad
q8h4Nmle+7fhPo4OUBI5Q.jpg Sajad

یاد گرفتم که: 1. با احمق بحث نکنم و بگذارم در دنیای احمقانه خویش خوشبخت زندگی کند 2. با وقیح جدل نکنم چون چیزی برای از دست دادن ندارد و روحم را تباه می کند 3. از حسود دوری کنم چون حتی اگر دنیا را هم به او تقدیم کنم باز هم از من بیزار خواهد بود 4. تنهایی را به بودن در جمعی که به آن تعلق ندارم ترجیح دهم

Sajad
Roman_mp3@yahoo.com.jpg Sajad

یک سخنران معروف در مجلسی که دویست نفر در آن حضور داشتند یک اسکناس بیست دلاری را از جیبش بیرون آورد و پرسید : چه کسی مایل است این اسکناس را داشته باشد؟ دست هم حاضران بالا رفت . سخنران گفت : بسیار خوب ، من این اسکناس را به یکی از شما خواهم داد ولی قبل از آن میخوام کاری بکنم . سپس در برابر نگاه های متعجب دیگران اسکناس را مچاله کرد و باز پرسید : چه کسی هنوز مایل است این اسکناس را داسته باشد ؟ و باز دستهای همه حاضران همه بالا رفت. این بار مرد اسکناس مچاله شده را به زمین انداخت و چند بار آن را لگد مال کرد و با کفش خود آن را روی زمین کشید . بعد اسکناس را برداشت و پرسید : چه کسی هنوز مایل است این اسکناس را داشته باشد؟ و باز دست همه بالا رفت . سخنران گفت : با این همه بلاهایی که من بر سر این اسکناس آوردم از ارزش اسکناس چیزی کم نشد و شما خواهان آن هستید و ادامه داد : در زندگی واقعی هم همین طور است . ما در بسیاری موارد تصمیماتی که میگیریم و یا با مشکلاتی که رو به رو میشویم ، خم میشیم ، مچاله میشم و لگد مال میشیم و احساس میکنیم که دیگر پشیزی ارزش نداریم ، ولی این گونه نیست و صرف نظر از اینکه چه

Sajad
Sajad

خنده بر لب ميزنم تا كس نداند راز من....ورنه اين دنيا كه ما ديديم خنديدن نداشت

Sajad
zwmLbloy7vdD98bb1mXnw.jpg Sajad

بخونيد وواسه دوستاتون بفرستين: 1-مرام فقط مرام گاو چون نگفت من گفت ما 2- صفا فقط صفاي مورچه كه هر وقت گريه كرد هيچكس اشكش نديد 3- رفيق فقط كلاغ نه بخاطر سياهيش به خاطر يه رنگيش 4- معرفت فقط معرفت كرم نه به خاطر كرم بودنش به خاطر خاكي بودنش 5- يه رنگي فقط يه رنگي ديوار كه هرچي مردو نا مرده بهش تكيه ميدن 6- نامردارو خيلي دوست دارم چون اگه نباشن مردا مشخص نمي شن

Sajad
6AHE7V9.GIF Sajad

هفت قانون شاد بودن: 1_هرگز متنفر نشو. 2_نگران نشو. 3_ساده زندگي كن. 4_كم را قبول كن. 5_زياد بد است. 6_هميشه بخند. 7_يه دوست خوب مثل من داشته باش

Sajad
000000000000000000000000000000000 (1).jpg Sajad

نشسته ایم بر قالیچه ای به اسم جوانی... می تا زیم و گرد و خاک می کنیم زمین زیر پایمان است و اسیر یک بازی شد یم به اسم غرور... دیواری را برای پشت سر نهادن بلند نمی بینیم سرا پا شور ... برد و باخت را می شناسیم؟ آشناییم با شعور؟ و جداییم با غم؟ یا غرق در غرور؟ چیزی در ماست روز و شب که آرام نداریم ... چیزی از جنس جستجو چیزی مثل خیال یه آرزو...