Sajad
خوش به حال تکه سنگ که نداره دل تنگ…
Sajad
دیگران… همیشه برایم ….گران… تمام شدند بجاى اینکه نگرانم…. شوند
Sajad
به او بگویید دیگر ….او….هاى نوشته هایم را به خود نگیرد….از این به بعد….او…دیگر آن او نیست…..
Sajad
ماهرچه دویدیم به مقصد نرسیدیم،ازعشق به جز مزه ی تلخش نچشیدیم.
Sajad
خسته ام . .خسته از خواستنی که داشتن نشد. . .
Sajad
حوصله خواندن ندارم! حوصله نوشتن هم ندارم! این همه دلتنگى دیگر نه با خواندن کم مى شود، نه نوشتن… دلم لمس آغوشت را مى خواهد؛ فقط همین…
Sajad
هرجاکه آهوئى میبینى گم کرده راهش را/معصوم میبینى طرزنگاهش را/آنجاتویادم کن آنجاتویادم کن
Sajad
قبول کن از این تلخ تر نخواهم دید..
Sajad
خیال کن؛ بیخیاله بی خیـــــــــــــــــــــــــــــالم
Sajad
تو بازی زندگی موقع یارکشی چه خوبه ادم بگه:منو خدا،شما همه!!!
Sajad
به ما دروغ مى گفتند: بزرگ که شوید دردها را فراموش مى کنید! درست این است: زندگى، آنقدر درد دارد که از درد نو، درد کهنه فراموش مى شود.!