Sajad
کاش میدانستی که “جهانم” بی تو “الف” ندارد…
Sajad
عشق رازیست که تنهابه خدابایدگفت/ چه سخنهاکه خدابامن تنهادارد…
Sajad
ماسه ها فراموشکارترین رفیقان راهند!
پابپایت می آیند،آنقدرکه گاهی سماجتشان درهمراهی،حوصله ات را سر میبرد.
اماکافی است اندک بادی بوزدیاخرده موجی برخیزدتاردپایت برای همیشه از حافظه ضعیفشان پاک شود.
ماازنسل ماسه نیستیم،ازنسل صدفیم!
صدفهایی که به پاس اقامتی۱روزه،تا دنیادنیاست صدای دریارابرای هرگوش شنوایی زمزمه می کنند!!
Sajad
گفتى شاید برگشتم… هنوز زنده ام به امید همان شاید!
Sajad
چشمات آرامشی داره که تو چشمای هیشکی نیس……
Sajad
مقصد مهم نیست، مسیر هم مهم نیست، حتی خود سفر هم چندان مهم نیست؛ همسفر خیلی مهمه…
Sajad
“رفت، بی آنکه مرا به خدا بسپارد!نمیدانم خدا را فراموش کرد یا مرا!!!!
Sajad
صدا… دوربین… حرکت…! باز هم برایم نقش بازى کن!
Sajad
خیانت است یاعدالت؟وقتی نوشت(دوستت دارم)به دو نفرفرستاد..؟
Sajad
چرا می گویند… ها… علامت جمع است، در حالی که… تن را… با… ها جمع میکنی… خودت می مانی و خودت…