Sajad
از “ماندن” که چیزی نمیدانی لااقل درست ” رفتن” را یاد بگیر . . .
Sajad
گاهی مرا یاد کن من همانم که اگر ساعتی از من بیخبر بودی آسمان را به زمین میدوختی . . .
Sajad
بعضــــــی ها گـــریه نمی کنند ! اما … از چشـــــم هایشان معلوم است ؛ که اشکــــی به بزرگی یک سکــــوت ، گــــوشه ی چشمشان به کمیــــــن نشسته …
Sajad
گاهی اوقات باید خدا رو شکر کنی یا اصلا بغلش کنی و ببوسیش که به چیزی که یه روزی میخواستی نرسیدی …
Sajad
کفرم را که در می آوری ، ایمانم به عشق بیشتر میشود !
Sajad
این موهبت الهی ست صبح چشم بگشایی و یادت بیاید دوستی داری آبی تر از آسمان ، زلالتر از شبنم و روشنتر از صبح . . .
Sajad
“بربادرفته” صد بار بهتر است از “از یاد رفته “…..
Sajad
نقـش یـــک درخــت خشک را در زنـدگی بازی میکـنم نمیـدانم که بایـد چشم انتظار بهار باشم یا هیزم شکن پـیــر…
Sajad
خـیـــلـــى بـــده احــســاس کــنــى مــثــل دارویــى فقط وقت نیاز ازت استفاده کنند . . .
Sajad
هوای تو کرده بود دلم با ما راه نیامدی ، بارانی شد !
Sajad
باید آن قدر زیبا بخندی ، که اطرافیانت خجالت بکشن تو رو به گریه بندازن"
Sajad
مــی میرم وقتی تصـــور میکنم که او هــرروز دست هآیـی رآ لمس می کند که من هـــرروز آرزوی داشتنشآن رآ میکنم...