Sajad
آدمهای ساده را باید مثل یک تابلوی نقاشی ساعتها تماشا کرد؛ عمرشان کوتاه است! بسکه هر کسی از راه میرسد یا ازشان سوءاستفاده میکند یا زمینشان میزند یا درس ساده نبودن بهشان میدهد… آدمهای ساده را دوست دارم، آنان که بوی ناب ” آدمی ” میدهند…
Sajad
یک قلب پــاکــــ از تمام مکان های دیدنی جهان زیباتر است…
Sajad
دورى امتحان دل هاست
یا دلتنگ میشوى یا فراموش…!
Sajad
خودت باش!هرکی خوشش نیومد به درک که نیومد!اینجا که مجسمه سازی نیست
Sajad
آدما از جنس برگن/گاهی سبزن گاهی پاییزن و زردن زمستون دیده نمیشن/تابستون سایه بون سبزن آدما خیلی قشنگن حیف که هرلحظه یه رنگن
Sajad
کاش میشد در غروب آفتاب،بی صدا با سایه ها کوچید و رفت…
Sajad
وقت که تنها میشوى همه مى خواهند از تنهایى خارجت کنند ودرست آن وقت که تصمیم میگیرى بیرون بیایى دوباره ترکت مى کنند! بازى روزگار را نمى فهمم…
Sajad
یادمان باشد ما بنده خداییم نه شیطان...
Sajad
یک روز یه قناری خوشگل دست یک نفر دیدم گفتم فروشیه ؟ گفت نه ، رفیقمه
به سلامتی همه اونایی که رفیقاشون رو نمی فروشن !!
Sajad
سلامتی انهایی که تا یادی ازشون نکنی یادی ازت نمیکنند…
Sajad
گاهی “دوست داشتن” پنهان بماند قشنگ تر است دوست داشتن را باید کشف کرد ؛ درک کرد ، و از آن لذت برد …
Sajad
تا وقتی خودت هستی قبولت ندارند
Sajad
بی تو که باشم ، دلم طاقت هیج کس را ندارد ... تلنگری میخوام برای پیدا کردن تو ... !
Sajad
گاهی وقتها دلم میخواد بگم : من رفتم ; باهات قهرم , دیگه تموم ! دیگه دوستت ندارم ... و چقدر دلم میخواد بشنوم : کجا بچه ی لوس ؟! غلط میکنی که میری ... مگه دست خودته ؟ رفتن به این راحتی نیست ! اما ... نمیدانم چه حکمتیست که آدمی همیشه اینجور وقتها میشنود : به جهنم