Sajad
دلم یک جای دنج میخواهد آرام و بی تَنِش جایی باید باشد غیر از این کنج تنهایی! تا آدم گاهی آنجا آرام بگیرد مثلا آغوش تو !
Sajad
دل من یه روز به دریا زد و رفت / پشت پا به رسم دنیا زد و رفت زنده ها خیلی براش کهنه بودن / خودشو تو مرده ها جا زد و رفت . . .
Sajad
سنگ هایـی کـــه من از یادِ تو بر دل میــــزدم خانه ای میشد اگر خانه بنا میکردم . . .
Sajad
محاسبه عاشقانه : ۱ + ۱ = همه چیز و ۲ – ۱ = هیچ چیز
Sajad
بیچاره عروسک دلش میخواست زارزار بگرید ، اما خنده را بر لبانش دوخته بودند !
Sajad
در دستور زبان عرفان، فعل اینگونه صرف می شود : من نیستم ، تو نیستی ، او هست ...
Sajad
کاش زندگی شعر بود تا برایش یک دنیا شعر می سرودم تا با آهنگش در خلوت بی کسی هایش هیچوقت تنها نماند
Sajad
سال هاست جوانیم در پیاده روهای شلوغ بی کسی دست فروشی می کند شانه هایش را خوب می برند اما... هق هق اش را نه...
Sajad
دلــم یک کــوچ می خــواهد ؛ بــی مقصد ، بــی بازگشت ...