Sajad
بـزرگ که میشــــوی.... غُصـه هایت زودتـر از خـودت،قـَد می کِشــند، دَرد هـایت نــیز! غــافل از آنکه لبخــندهـایت را، در آلبــوم کـودکــی ات جــا گــُذاشتــی.....
Sajad
همه چی داشت خوب پیش میرفت؛ که یهو به خودمون اومدیم دیدیم بزرگ شدیم..... !
Sajad
همگــے مـے خَنـدیــمـ بـهـ بیـنـوایـــے کِـهـ .. دختــر ِ شـاهـ ِ پـریـان را مـے خــواستــــ ! .. حَـقـ ِ عــاشقــے را هَــمـ .. بــرا ــے ِ خـــود .. مـصادِرهـ کـَـردهـ ایـــمـ .../.
Sajad
بگذار که درها همگی بسته بمانند وقتی که نگاهی نگران پشت دری نیست
Sajad
دلگیر نباش! تقصیر از خودت بود !! دسته کلید علاقه که گم شد باید عوض می کردی قفل تمام آرزوها را !!!
Sajad
اگر شاد بودی آهسته بخند تا غم ناراحت نشود و اگر غمگین بودی آرام گریه کن تا شادی ناامید نشود.
Sajad
یه وقتایــــی دیگـــــه حسش نیست غُصـــه بخوری... / رســـما غصه تو رو میخـــوره !...
Sajad
هرگاه صدای جدیدی سلام می کند تپش قلب می گیرم! من دیگر کشش خدا حافظی ندارم مرا ببخش که جواب سلامت را نمی دهم
Sajad
کم باش....... از کم بودنت نترس..... اونی که اگه کم باشی ولت میکنه.......... همونه که اگه زیاد باشی حیف و میلت میکنه!!!!