Sajad
محبت برخلایق انتهای سادگیست مردی ومردانگی آخرش آوارگیست سفره دل بازکردن واقعا دیوانگیست اعتماد کردن به هرکس اخرش بیچارگیست.
Sajad
من به آمارزمین مشکوکم اگراین سطح پر از آدمها ست پس چرا این همه دلهاتنهاست.
Sajad
شب بخیر ای آخرین امید من / نذار تاریکی تو قلبت بنشینه چشاتو بروی شهر شب ببند / تا چشای کوچیکت خواب ببینه . . .(خداحافظ)
Sajad
عقل بیهوده سر طرح معما دارد بازی عشق مگر شاید و اما دارد در خیال آمدی و آینه ی قلب شکست دیگر آینه از امروز تماشا دارد نفس سوخته دارم به شتابید ای خلق قطره ای قصد نشان دادن دریا دارد عشق رازیست که تنها به خدا باید گفت چه سخن ها که خدا با من تنها دارد .
Sajad
ای دل، دل سودا زده، سامانم کـو؟ / ای کالبد تهی شده جـــــــانم کـو؟ امـــروز که از همیشه مشتاق ترم / ای خانه ی سوت و کور مهمانم کو؟
Sajad
دو چیز همیشه باید تازه باشند؛ عشق و تخم مرغ ! من آمده ام من آمده ام که با تو راهی بشوم آنی که تو از دلم بخواهی بشوم دریا بغلم کن! بغلم کن دریا! می خواهم از این به بعد ماهی بشوم
Sajad
دیشب باران قرار با پنجره داشت روبوسی آبدار با پنجره داشت یکریز به گوش پنجره پچ پچ کرد چک چک، چک چک، … چکار با پنجره داشت
Sajad
اشک از دوریست سکوت از تنهایی لبخند از مهربانی پیام دادن از دلتنگی خدایا خدایا هرکس به یادم هست به یادش باش اگر کنارم نیست ، کنارش باش اگر تنهاست پناهش باش و اگر غم دارد غمخوارش باش . . .
Sajad
افسار دلم دست خدا بود چنین شد،
ای وای اگردست خودم بود چه
می شد! مقصود دلم مهر و وفا بود چنین شد،
ای وای اگرجور و جفا بود چه
می شد!
Sajad
از هرچه می رود ، سخن دوست خوشتر است / پیغام آشنا ، نفس روح پرور است هرگز از وجود حاضر غایب شنیده ای / من در میان جمع و دلم جای دیگراست . . .
Sajad
بی تو چمدانی ست دلم که تنهاییم را در آن تا می زنم و قفلی از دلتنگی بر آن می گذارم ، که رمزش حروف اسم توست . . .
Sajad
زلال که باشی سنگهای کف رودخانهات را میبینند، برمیدارند و نشانه میروند دُرست به سوی خودت!
Sajad
چقدر تلخ شده ای ، این روزها قندهایت را در دل چه کسی آب میکنی ؟
Sajad
از بین این چهار گزینه کدوم رو بیشتر دوست داری ۱- خورشید۲-جنگل ۳-دریا ۴- آسمون