Sajad
اشک از دوریست سکوت از تنهایی لبخند از مهربانی پیام دادن از دلتنگی
Sajad
من چه ميدانستم که در اين دوستيها عاطفه از همه کمرنگتر است؟؟!! من چه ميدانستم..... با هر که حرف دوستی اظهار ميکنم خوابيده دشمنيست که بيدار ميکنم از بس که در زمانه يکی اهل درد نيست اظهار درد خويش به ديوار ميکنم.....
Sajad
طالع بینی انسانها و شناخت خصوصیات آنها از روی حرف اول اسم آنان!!!! توجه : در این روش به دلیل وجود نداشتن حروف "گ.پ.چ.ژ"باید به جای این حروف معادل فارسی آنما را قرار دهید .مثال : (ژچ گ)=ج (پ)=ب. (دیدگاه)
Sajad
زندگی چیه ............؟؟؟ شایان میگه فقط دوده حسن میگه زندگی فقط نوشابه کوکا کولاست رضا میگه زندگی فقط کارو پوله مرتضی میگه زندگی فقط ........ جونمه امیر میگفت زندگی فقط ماشینه که بری طرقبه کل کل کنی لایی بکشی حمید رضا میگفت زندگی زندگی فقط موهای فشنه محمد میگفت زندگی فقط لباس مد روزه خلاصه آخریش که بماند کی بود میگفت زندگی فقط خوردنو خواب و مردنه بگذریم من خودم میگمن زندگی لبخنده با دلی شاد شایدم همه این حرفایی که بقیه دوستام میگن شما چی میگین
Sajad
دریا باش تا بعضی ها از با تو بودن لذت ببرند ، و بعضی ها که لیاقت دیدن تو ندارند ، غرق شوند...
Sajad
دخترک طبق معمول هر روز جلوی کفش فروشی ایستاد و به کفش های قرمز رنگ با حسرت نگاه کرد بعد به بسته های چسب زخمی که در دست داشت خیره شد و یاد حرف پدرش افتاد :اگر تا پایان ماه هر روز بتونی تمام چسب زخم هایت رابفروشی آخر ماه کفش های قرمز رو برات می خرم"دخترک به کفش ها نگاه کرد و با خود گفت:یعنی من باید دعا کنم که هر روز دست و پا یا صورت 100 نفر زخم بشه تا...و بعد شانه هایش را بالا انداخت و راه افتاد و گفت: نه... خدا نکنه...اصلا کفش نمی خوام
Sajad
پسر + دختر » نگفتن حرف دل چه سخته ! (دیدگاه)
Sajad
مردی برای اصلاح به آرایشگاه رفت ،در بین کار گفتگوی جالبی بین آنها در مورد خدا صورت گرفت. آرایشگر گفت:من باور نمیکنم که خدا وجود داشته با شد. مشتری پرسید چرا؟ آرایشگر گفت: کا[!]ت به خیابان بروی و ببینی،مگر میشود با وجود خدای مهربان اینهمه مریضی و درد و رنج وجود داشته باشد؟ مشتری چیزی نگفت و از مغازه بیرون رفت،به محض اینکه از آرایشگاه بیرون آمد مردی را در خیابان دید با موهای ژولیده و کثیف.با سرعت به آرایشگاه برگشت و به آرایشگر گفت:می دانی به نظر من هیچ آرایشگری تو این شهر نیست!!! آرایشگر با تعجب گفت: چرا این حرف را میزنی؟ من آرایشگرم و همین الان موهای تو را مرتب کردم. مشتری با اعتراض گفت: پس چرا آدم هایی مثل اون مرد ژولیده بیرون از آرایشگاه هستند؟ آرایشگر گفت: تو شهر آرایشگر های زیادی هستند، فقط مردم به ما مراجعه نمیکنند. مشتری گفت: دقیقا همین است، خدا وجود دارد فقط مردم به او مراجعه نمیکنند. برای همین است که اینهمه درد و رنج در دنیا وجود دارد.
Sajad
به نام ستاره ی شب تاریکم ، یک شب خوب تو آسمون ، یک ستاره چشمک زنون ، خندید و گفت کنارتم تا آخرش تا پای جون ، ستاره ی قشنگی بود آروم و ناز و مهربون ، ستاره شد عشق منو منم شدم عاشق اون ، اما زیاد طول نکشید عشق منو ستاره جون ، ماهه اومد ستاره رو دزدید و برد نا مهربون ، ستاره رفت با رفتنش منم شدم بی هم زبون ، حالا شبا به یاد اون چشم میدوزم به آسمون .
Sajad
می خواستم برات یه سبد گل بفرستم... .ولی برات یه آینه می فرستم تا یک دنیا گل رو توی اون ببینی