Sajad
ماهرچه دویدیم به مقصد نرسیدیم،ازعشق به جز مزه ی تلخش نچشیدیم.
Sajad
خسته ام . .خسته از خواستنی که داشتن نشد. . .
Sajad
حوصله خواندن ندارم! حوصله نوشتن هم ندارم! این همه دلتنگى دیگر نه با خواندن کم مى شود، نه نوشتن… دلم لمس آغوشت را مى خواهد؛ فقط همین…
Sajad
هرجاکه آهوئى میبینى گم کرده راهش را/معصوم میبینى طرزنگاهش را/آنجاتویادم کن آنجاتویادم کن
Sajad
قبول کن از این تلخ تر نخواهم دید..
Sajad
خیال کن؛ بیخیاله بی خیـــــــــــــــــــــــــــــالم
Sajad
تو بازی زندگی موقع یارکشی چه خوبه ادم بگه:منو خدا،شما همه!!!
Sajad
به ما دروغ مى گفتند: بزرگ که شوید دردها را فراموش مى کنید! درست این است: زندگى، آنقدر درد دارد که از درد نو، درد کهنه فراموش مى شود.!
Sajad
گاهی چقدر دلم برای یک خیال راحت تنگ میشو
Sajad
شاخه گلت سالها بود در میان دفترت خوابیده بود، بی اجازت امروز بیدارش کردم….!
Sajad
یک نفر…یک جایی وقتی…تمومه رویاهاش لبخند…توبود!پس یه جایی یه وقتی…بایه لبخند یادش کن