Sajad
کاش بعضى از آدمها میدونستند(که چه زود دیر مى شود)آنقدر دیر که دیگه جایى واسه اونا نمیمونه نه تو قلبت ….نه تو زندگیت….
Sajad
من نمی توانم بهت ثابت کنم دوستت دارم زمان این کار را خواهد کرد
Sajad
بی حضــــــورت ... هرچـــه کردم ... زندگی زیبـــــا نشد ...
Sajad
اینکه بگویی دوستش داری .... با اینکه بفهمد دوستش داری ؛ فرق بزرگی دارد ... !!!
Sajad
برای چشمانم نگرانم که اینهمه در انتظار است
Sajad
چاره ای نیست شاپری... چشم آدمی که بازتر شود دل آدمی تنگ تر می شود...
Sajad
گاهی چراغ های خانه هم، مثل لامپ های خیابانی فقط از روی وظیفه ، روشن می شوند
Sajad
کوچ پرنده به من آموخت وقتی هوای رابطه سرد است ، باید رفت
Sajad
آخر هم زهر ت را به این شعرها ریختی وگرنه چرا هر روز که از تو می نویسم، بیشتر می میرم
Sajad
دهان تنهائیم آب مى افتد براى یک قطره بودنت!!
Sajad
سلامتی اونای که خیانت رفیقو باچشم دیدن امااخرین برگ رفاقتو هیچ وقت نچیدن