صالح
ازدواج مثل اجراي نقش? جنگي است که اگر انسان يک مرتبه اشتباه نمايد کارش تمام شده و ديگر جبران آن به هيچ صورت نمي شود .
صالح
خدا پنداريست ! اما چه کسي است که اين پندار را بياشامد و نميرد؟
صالح
کردار ناپسند خويش را با دارايي زياد هم نمي تواني پنهان سازي
صالح
مدتها پيش آموختم که نبايد با خوک کشتي گرفت، خيلي کثيف ميشوي و مهمتر آنکه خوک ار اين کار لذت ميبرد
صالح
در بين تمامي مردم تنها عقل است که به عدالت تقسيم شده زيرا همه فکر ميکنند به اندازه کافي عاقلند
صالح
نگاهت رنج عظيمي است، وقتي بيادم ميآورد که چه چيزهاي فراواني را هنوز به تو نگفتهام
صالح
شما ممکن است بتوانيد گلي را زير پا لگدمال کنيد، اما محال است بتوانيد عطر آنرا در فضا محو سازيد
صالح
مرا دوست بدار،اندکي ولي طولاني
صالح
زيبارويي که مي داند ، زيباي ماندني نيست ، پرستيدني است
صالح
پيروزي آن نيست که هرگز زمين نخوري، آنستکه بعداز هر زمين خوردني برخيزي
صالح
زندگي شما تنها زماني بهتر مي شود که خودتان بهتر شويد
صالح
آدم بي مغز و پرگو چون آدم ولخرج و بي سرمايه است
صالح
هرگاه بتوانيم از نيروي تخيل به همان اندازه استفاده کنيم که از نيروي بصري استفاده مي کنيم هر کاري انجام پذير است
صالح
تو هم شاید شیبیه من تو این برزخ گرفتاری تو هم شاید نمیدونی چه احساسی به من داری یه راهی رو به من وا کن تو این بیراهی بن بست