صالح
بیا ماه من و یلدای من باش شب بارانیه دی ماه من باش بیا زیباترین مجنون این شب یه عمری با من و لیلای من باش . . . .
صالح
شده یلدا مقارن با محرم / نمی دانم بخندم یا بگریم مبارک، تسلیت عید و عزاتان / پس از شادی بخور یک ذره هم غم .
صالح
روی گلتون به سرخی انار ، شبتون به شیرینی هندوانه خنده هاتون مثل پسته و عمرتون به بلندی یلدا شب یلدا مبارک . . .
صالح
توی سرمای این شب طولانی به فکر بی خانه مان هایی که چشم میزنند زودتر صبح بشه هم هستی ؟
صالح
بین چگونه قناری ز شوق می لرزد / نترس از شب یلدا بهار آمدنی است
صالح
زندگی تلخ ترین خواب من است ، خسته ام خسته از این خواب بلند
صالح
همیشه درد از دیگران است گاهی از نبودنشان ، گاه از بودنشان . . .
صالح
موج آرام نگاهت لاف دریا را شکست / از حصار شب گذشت و مرز فردا را شکست
غم بر روی شانه هایم سالها لم داده بود / مهربانیهای تو ، قندیل غمهایم شکست . . .
صالح
همیشه ازخدا میخواهم آنچه شایسته توست به تو بدهد نه آنچه آرزو داری زیرا گاهی آرزوی توکوچک است و شایستگی تو بسیار
صالح
زندگی از بودن شروع میشود و با شدن ادامه میابد
صالح
زندگی سرگذشت درگذشت آرزوهاست
صالح
مرز عشق این روزا شباهت زیادی به آدامس داره: اول شیرین..بعد دوستداشتنی..سپس تکراری و خسته کننده و در آخر دور انداختنی!!!!