صالح
شانه های مرا دیگر تاب تحمل بار سنگین پیکر بی جان مهرتان نیست … سفری شبانه ام شاید !
صالح
تو این دنیا تو این عالم / میون این همه آدم ببین من دل به کی دادم / به اون کس که نمیخوادم دلم شیشه دلش سنگه / واسه سنگه دلم تنگه
صالح
ساز گلهای دلم آهنگ توست ، حس نکردی یک نفر دلتنگ توست ؟
صالح
دلتنگم آنچنان که اگر ببینمت بکام ، خواهم که جاودانه بنالم به دامنت ، خواهم که جاودانه بمانی کنار من ، ای نازنین که هیچ وفا نیست با منت
صالح
لحظه هایی هست که دلم واقعاً برایت تنگ می شود.
من اسم این لحظه ها را "همیشه" گذاشته ام
صالح
اگر چه عاشق برفم بهار هم خوبست بدان به خاطر تو انتظار هم خوبست دلم به خلوت تابوت رفت دلتنگم ولی برای دل من مزار هم خوبست
صالح
نردبامی که به اندازه دلتنگی من قد بکشد
پشت دیوار کسی یافت نشد
تکیه بر حسرت خود خواهم زد
صالح
خورشید مردّد است، کمرنگ شده هر چیز که دست می زنم سنگ شده انگار که حال و روز دنیا خوش نیست شاید که دلت برای من تنگ شده
صالح
هرچه دلتنگی هست,حرفهایی که گره در گره است,تو بیا تا به همان بوسه اول برود
صالح
آسمانم دلم برای تـو، آنقدر تنگ می شود که آغـوشم برایـــش کهکشان است !!
صالح
در جستجوی تو چشمانم از نفس افتاد ، در کجای جغرافیای دلت ایستاده ام که خانه ام ابری است ، همیشه دلتنگ توام
صالح
نگاهت کا[!]ت تا دوباره در هوای آمدنت بمیرم ، تو همیشه دعوتی ، راس ساعت دلتنگی !
صالح
نمیدانم از دلتنگی عاشقترم یا از عاشقی دلتنگ تر فقط میدانم در آغوش منی ، بی آنکه باشی و رفتی ، بی آنکه نباشی . . .
صالح
به گمانم یادت پنجره ی احساسم را میکوبد ، چرا که در دلم هوای دلتنگی به پاست