دختره متولد ۸۲ استاتوس زده: "عشق یا هرزگی؟!!! از تنها بودنم راضی نیستم اما خوشحالم که با خیلی ها نیستم.... " اونوقت ما تا ۱۰ سالگی برا هلیکوپتر بای بای میکردیم که چراغ بزنه واسمون
مرا اينگونه باور کن... کمي تنها ، کمي بي كس... ، کمي از يادها رفته... ، خدا هم ترک ما کرده ، خدا ديگر کجا رفته...؟! نمي دانم مرا آيا گناهي هست..؟ که شايد هم به جرم آن ، غريبي و جدايي هست..؟؟؟