دخدره متولده ۱۳۷۸ استاتوس گذاشته ” اگر مرا نمیخواهی به من بگو منو در این بلاتکلیفی رها نکن... ”
بعد من همسن این بودم تنها بلا تکلیفیم این بود سرِ دسشویی کدوم وری بشینم)))
#اعتراف می کنم 9 ,10 , 11ساله که بودم !همش تو کوچه فوتبال بازی می کردیم ، بابام به زور من ُ از تو خیابون جمع میکرد . من از حموم فراری بودم یه روز اینقدر دنبالl دوید تا گیرم انداخت و منو برد پرت کرد تو حموم ! منم با کمال آرامش همه لباس هام رو در آوردم انداختم زیر خودم کف حموم گرفتم تخت خوابیدم !!! بعد از یک ساعت دیدم یکی داد میزنه پسرم چی شد غرق شدی ؟ همچین #پسری بودم من !!!
از وقتی اومدم #دنبالر فهمیدم چقدر همه ما شبیهیم، عشقامون، غصه هامون، تیکه کلاما و فانتزیامون، حتی تجربه هامون....! اما نفهمیدم چرا وقتی دوتامون همدیگرو پیدا میکنیم تازه میفهمیم که چقدر متفاوتیم!!! اینجا خودمون نیستیم یا وقتی پیش هم هستیم؟ . . .
نان تنور به همراه خانواده خوردیم، همراه با خنده و شادی و کِش رفتن نان از همدیگه؛مـــــــــــــــــــــــــوووووج مٌـــــــــــــثبت یعنی این !!! خوشمزه هست ها