samsha(افتخار دنبالر)
برای دلم، گاهی مادری مهربون میشم، دست نوازش به سرش میکشم،میگم: «غصه نخور، میگذره…» برای دلم، گاهی پدر میشم، خشمگین میگم: «بس کن دیگه بزرگ شدی…» گاهی هم دوستی میشم مهربون، دستش رو میگیرم، میبرمش به باغ خیال … دلم، از دست من خسته ست…
samsha(افتخار دنبالر)
مخاطبم دیگه دوسم نداره منم میرم بای بای دوستان
samsha(افتخار دنبالر)
هى کافه چى !!! میزهایت را تک نفره کن… نمى بینى؟! همه تنهاییم!!!
samsha(افتخار دنبالر)
تقویم روزهایم مثل دلم شکسته است بی تو چه فرقی میکند امروز چندم است…
samsha(افتخار دنبالر)
بهار … و این همه دلتنگی ! نه شاید فرشته ای فصلها را به اشتباه ورق زده باشد
samsha(افتخار دنبالر)
نسیـم، دانه را از دوش مـورچـه انـداخت. مورچـه دانـه را دوبـاره بر دوش گرفــت و رو به آسمان گفــت: گـاهـی یـادم مـی رود کــه، هستی… کـاش بیـشتـر نسیـم بـوزد.............